تحلیل آدرنویی از نظریه صنعت فرهنگ و کالا سازی در موسیقی ایران از منظر جامعه شناسی

نویسندگان

1 دانشیار گروه موسیقی، پردیس هنرهای زیبا،دانشگاه تهران،تهران،ایران. نویسنده مسئول: asadih@ut.ac.ir

2 1دانشجوی دکتری رشته فلسفه هنر، دانشکده حقوق، الاهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران،ایران.

3 استادیار گروه فلسفه، دانشکده حقوق، الاهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران،ایران

doi
10.30495/jss.2021.1921872.1296
چکیده

نظریه صنعت فرهنگ به عنوان یکی از مهمترین دیدگاه های فلسفی فیلسوفان مکتب فرانکفورت با محوریت مفهوم کالایی شدن هنر در تولید اثر هنری و سطحی شدن فرهنگ در مقابل هنر و فرهنگ نخبه گرا و والا قرار گرفته است؛ از این منظر، شکل نو ظهوری از موسیقی عامه پسند به عنوان نمونه ای از کالاهای بی ارزش فرهنگی توانست بر زندگی توده ها تسلط یابد که از رهگذر آن هرگونه اهتمام به خرد ورزی را در درون طبقه ای از مردم که بنابر نظر آدرنو جامعه بدون طبقه هستند از بین خواهد رفت. آنچه در اینجا به عنوان موضوع اصلی پژوهش مد نظر قرار گرفته چگونگی روند تاثیر نظریه صنعت فرهنگ بر موسیقی ایرانی در جنبه های مختلف از جمله ردیف موسیقی ایرانی است که طی دهه های 60 میلادی و تحت تاثیر مارکسیست های نو در ایران شروع گردیده است. همچنین در این پژوهش سعی گردیده تا با ارائه تحلیلی ساختارمند در مورد روند کالایی شدن موسیقی عامه پسند ایرانی بر اساس نظریه صنعت فرهنگ، جنبه هایی چون استاندارد سازی و تولید و تکثیر انبوه آثار هنری توسط رسانه های جمعی و نظام سلطه بازار مد نظر قرار گیرد.