تمهیدات فراداستانی و چندگانگی وجود شناختی در رمان «شب ملخ»

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
چکیده

فراداستان به عنوان یکی از گرایش‌های برجسته در روایت‌های پسامدرن با مخدوش ساختن مرز میان واقعیت و تخیل، خواننده را به تأمل در باب ماهیت ساختگی متن فرا‌می‌خواند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل و تبیین تمهیدات فراداستانی در رمان «شب ملخ» اثر «جواد مجابی» انجام‌شده‌است. مسئله اصلی مقاله، بررسی چگونگی شکل‌گیری ساختارهای وجودشناختی و خودآگاهانه در این رمان و تأثیر آن‌ها بر بازتعریف نسبت روایت و واقعیت تاریخی است. این پژوهش با رویکردی کیفی، مبتنی بر تحلیل محتوای هدفمند، به بررسی عناصر وجودشناسانه، فروپاشی فراروایت‌ها، پارانویا، تیپ سازی نامتعارف و نمادین و بی‌نظمی زمانی می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که رمان با بهره‌گیری از تداخل جهان‌های ممکن، گسست روایی، تعلیق علیت، بی‌نظمی زمانی، ورود شخصیت‌های تاریخی به بافتی فراواقعی و فروپاشی روایت کلان، ساختاری چندلایه و خودبازتاب ایجاد کرده است؛ در نتیجه، اثر نه صرفاً بازنمایی تجربه جنگ، بلکه تأملی انتقادی بر سازوکار روایت و امکان بازنمایی حقیقت تاریخی است. مخاطب در برخورد با این رمان در برزخی از واقعیت و خیال قرار می‌گیرد و فرایند خواندن برای او به کشف لایه‌های پنهانی متن مبدل می‌گردد