نقد و بررسی رویکردهای زبانشناسانه و تاریخی در قرآنپژوهی غربی
نویسندگان
1 استادیار گروه ادیان و فلسفه دانشگاه کاشان
doi
چکیده
از اواسط قرن بیستم، پژوهشهای مستشرقان درباره تمدنها و ادیان شرقی، بهویژه دین اسلام، در مسیر تازهای گام برداشت که بیشتر متأثر از اندیشههای تحلیلیمسلکان در حوزه دینشناسی و زبانشناسی بود. در دو سه دهه اخیر، اندیشهوران متعددی در غرب با رویکرد انتقادی، پژوهشهای تازهای را در خصوص تاریخ قرآن، اصالت و حجیت آن آغاز نمودند. این رویکرد جدید، با انتشار آثار برخی از قرآنپژوهان آلمانی بهویژه کریستوف لوکسنبورگ، به طور جدی مطرح شد و موضعگیریهای مختلفی را در غرب دامن زد. اساس علمی پژوهشهای مستشرقان در خصوص قرآن، مبانی معرفتی و زبانی مدرن در هرمنوتیک و زبانشناسی است و از این رو، با تأکید بر عدم قدسیت متون مقدس، به قرآنپژوهی روی آوردهاند. اما علیرغم تلاش قرآنپژوهان غربی در ارائه رویکردی انتقادی نسبت به قرآن، بیشترِ پژوهشهای ایشان، امروزه به تصریح بسیاری از اخلافشان در غرب، با کاستیهای مختلفی روبهرو میباشد. در این جستار، تلاش نگارنده بر آن بوده تا با بررسی مهمترین و مطرحترین آثاری که امروزه در فضای قرآنپژوهی در غرب مطرح هستند، به ارزیابیِ تحلیل قرآنپژوهان غربی از پنج مسأله مهم در خصوص قرآن بپردازد و در این میان، به برخی کاستیهای و چالشهای پیش روی ایشان در امر قرآنپژوهی اشاره کند.