مفهوم عرفانی «درد» در مثنوی معنوی
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه و معارف اسلامی دانشگاه سیستان و بلوچستان، سیستان و بلوچستان، ایران.
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات سیستان و بلوچستان، سیستان و بلوچستان، ایران. (نویسنده مسؤول)
doi
10.22037/mfj.v5i16-15.4898چکیده
تعریف سلامت و بیماری انسان و اهمیت آن مبتنی بر نوع شناخت از انسان و ابعاد و جایگاه او در هستی است و انسان شناسی نیز بر اساس جهان بینی و هستی شناسی هر فرد و جامعهای متفاوت است. بر همین اساس معنای سلامت، بیماری، دارو، درد و درمان در هر مکتبی چه بسا غیر از سایر مکاتب باشد. در عرفان اسلامی که خاستگاه و درونمایههای آن آموزههای اسلامی است دریافتهای خاصی از مفاهیم و معنای واژههای مذکور شده است و برعکس نظام بهداشت و درمان متعارف، در بعضی موارد نه تنها به دنبال دارو و درمان نیستند بلکه خواستار و طالب درد هستند چرا که درد را نوعی درمان و دردمندی را ارزش میدانند. حال این سؤال قابل طرح است که ماهیت و حقیقت درد و بیماری، سلامت و درمان نزد عرفان اسلامی چیست؟ مولانا یکی از عرفای مشهور جهان اسلام چه تعاریفی از درد و درمان دارد و چرا درد را میستاید؟ صاحبان درد عرفانی چه کسانی هستند؟ در این مقاله با روش مطالعهی کتابخانهای و توصیف و تحلیل معانی و مفاهیم، به این سؤالات پاسخ داده میشود و به نظر میرسد تفاوت دیدگاه مولانا با مفاهیم درد و درمان متداول و متعارف در دنیای مادی و سکولار، در نوع انسان شناسی و جهان بینی دینی- عرفانی آنهاست و منظور از دردها و درمانها در نظر وی ورای سلامتی و بیماری جسمی و حتی روانی معمول است و فردی و جسمی و مادی نمیباشد بلکه معنوی و عرفانی است و از نوع «درد دین»، «درد عشق»، «درد کمال»، «درد بُعد و جدایی از حقیقت»، «درد انسانیت» و ... میباشد که خود دارو و درمان خیلی از دردهای موجود بشریت امروز میباشد.