مسئلۀ اجتماعی مهاجرت از افغانستان: تمایلات و عوامل پشتیبان

نویسندگان

1 دانشیار جمعیت‌شناسی دانشگاه تهران و محقق مؤسسه مطالعات و مدیریت جامع و تخصصی جمعیت کشور

2 دانش آموخته کارشناسیارشد جمعیت‌شناسی دانشگاه تهران و دانشجوی مطالعات قومی و مهاجرتی دانشگاه لینکوپینگ، سوئد

3 استاد جمعیت‌شناسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/ijsp.2020.76169
چکیده

چرایی مهاجرت مردم به خارج از کشور  و تبیین آن در چارچوب رویکردهای اقتصادی، عوامل جاذبه و دافعه و دوگانۀ فقر و مهاجرت همواره مورد توجه مطالعات مهاجرتی بوده است. مهاجرت در میان مردم افغانستان، سنتی دیرینه دارد، بااین‌حال، طی چند دهۀ اخیر، این جریان‌های مداوم مهاجرت و بازگشت، شکلی جمعی و مقیاسی بی‌سابقه گرفته‌اند. این مقاله به‌دنبال تبیین مسئلۀ اجتماعی مهاجرت از افغانستان با تأکید بر تمایلات و عوامل پشتیبان است. عوامل بررسی‌شده در سه سطح خُرد (ویژگی‌های فردی)، میانه (شبکه‌های فراملی) و کلان (درک فرد از شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشورهای مبدأ و مقصد) قرار دارند. روش مطالعه کمّی و مبتنی بر پیمایش است و داده­ها از طریق پرسش‌نامه در میان 850 نفر 18 ساله و بالاتر، که به شیوۀ نمونه­گیری چندمرحله­ای انتخاب شده بودند، گردآوری شده است. نتایج نشان داد که نگرش افراد به وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی افغانستان در سطح کلان و شبکه‌های فراملی مهاجرتی در سطح میانی، اثر معناداری بر تمایل به مهاجرت دارند. در سطح خرد و در میان ویژگی‌های جمعیتی، نیز متغیرهای سن، تحصیلات و قومیت بیشترین اثر را بر تمایل مهاجرت دارند. ازاین‌رو، از این مقاله می‌توان چنین نتیجه­گیری کرد که نگرش منفی به شرایط فعلی و آیندۀ افغانستان، فرهنگ مهاجرتی و همچنین دیاسپورا و شبکه‌های مهاجرتی فراملّی افغانستانی در کشورهای همسایه، ازجمله ایران، نقش زیادی در شکل­گیری مهاجرت به خارج در میان ذهنیت افغانستانی­ها دارند.