واکاوی ارتباط حکمت و طبابت

نویسندگان
doi
42849
چکیده

«حکمت» به معناي اتقان و استواري در عمل و بازداشتن از كج‌روي است و نوعي حالت و ويژگي درک و تشخيص است که فرد به وسيله آن مي‌تواند حق و واقعيت را درک کند و مانع از فساد شود و کار را محکم و استوار انجام دهد. در واقع، «حکمت» يک حالت نفساني و صفت روحي است نه رفتار خارجي و بيروني. در «حكمت» دو عنصر علم و عمل نهفته است كه هر دو از بالاترين درجه صحت و سلامت برخوردار هستند. پس اگر انسان عالم باشد اما آن‌جا كه بايد عمل كند عمل نكند يا اهل عمل باشد اما اصول علم خود را نداند «حكيم» نيست. «حکمت» می‌تواند از سه طریق به یاری «طب» آید: 1ـ تعریف مبانی طب و سازماندهی طب 2ـ اندیشه‌ورزی عمیق پیرامون مسایل مهم و اساسی علوم سلامت و طب 3ـ کسب مهارت شناختی. از این رو، در قديم به «طبیب» از آن جهت «حکيم» مي‌گفتند که «طبیب» علاوه بر آگاهي از دانش طبی داراي معرفت عمیق بوده و در رفتار خويش با بيماران نيز نهايت مدارا و خوش‌رفتاري را از خود نشان مي‌داده است به همين جهت از جايگاه و احترام خاصي در جامعه برخوردار بوده است. گرچه در قرن اخير شاهد جدايي كامل «پزشكي» از «حکمت» بوده‌ايم و از رواج استعمال اين کلمه و اطلاق «حکيم» در پزشکي كاسته شده ولي ضروري به نظر مي‌رسد كه دگرباره واژه‌ي «حكمت» در پزشكي احيا گردد.

کلیدواژه‌ها