درآمدی بر مبانی و معانی طب حکمت‌بنیان، از فرود تا فراز

نویسندگان
doi
42850
چکیده

. «طب حکمی ایران»، و «طب حکمت‌بنیان» دو عبارتی هستند که گرچه دقیقاً با همین الفاظ در متون طبی حکیمان بزرگ پیشینه‌ای ندارند اما نگارنده، آن دو را در طی پانزده تا ده سال پیش با نظر به زندگی و آثار مکتوب حکیمان متبحّری همچون علی‌بن‌عباس اهوازی، ابوعبدالله حسین سینا، محمد‌بن‌زکریای رازی، ابن نفیس قرشی، سیداسماعیل جرجانی، و قطب‌الدین شیرازی پدید آورده و آن دو نام یعنی «طب حکمی ایران»، و «طب حکمت‌بنیان» را بنا به اِخبارشان از ماهیت و تبار معرفتی طب، و شمول آنها بر شبکۀ دانش‌/روش‌های عقلی و تجربی حکیمان و طبیبان، در قیاس با نام‌های دیگری که در طی پنج دهۀ گذشته به مکتب طبی حکیمان نسبت داده شده، ترجیح داده است و از این دو نام تعبیری دارد که مؤکداً به ساختار جامع دانش طبی فیلسوف‌پزشکان کهن، و روش آنان در شناخت احوال تنی و روانی انسان، و تعامل نفس‌بدن، و اندرکنش آدمی با محیط زنده و غیرزندۀ پیرامونش بازمی‌گردد، و با این حال، چنین رجوعی را بطور مطلق برای ادراک و حل مسائل پیچیده و بغرنج زیستی‌روانی و شناختی انسان تنیده در انواع دگرگونی‌های شتابان و بحران‌های نوپدید جهان امروز کافی نمی‌داند؛ و هم برای نیل به مقاصد علمی و هم برای بهی‌بخشی و درمان‌دهی به مردمان، آن را نیازمند بهسازی و نوسازی از طریق رویکرد سیستمی به صحت و مرض، شناخت جزء و کلّ در صورت‌بندی و حل مسائل سلامت، توجه به تلازم و تعامل معقول و محسوس در نگاشت طبی، به‌جای آوردن الگوی «فیلسوف‌پزشک» و «جان‌تن‌پزشکی»، جامعه‌نگری و آینده‌پژوهی، التزام به رویکرد میان‌رشته‌ای، و تفکر انتقادی خلاّق می‌داند.