مرور اجمالی محدودیتهای فنی کاربرد روش دروغسنج fMRI در حقوق عصبشناختی
doi
10.22037/bioeth.v9i34.27119چکیده
زمینه و هدف: دانش حقوق عصبشناختی یا عصب-حقوق، همچون سایر علوم انسانی و تجربی دارای چالشهای نظری و فنی است. این مطالعه به مرور اجمالی محدودیتهای فنی کاربرد روش دروغسنج تصویرسازی تشدید مغناطیسی کارکردی (fMRI) در حقوق عصبشناختی پرداخته است.مواد و روشها: در این مرور روایتی محدودیتهای فنی کنونی دانش حقوق عصبشناسی مورد بحث و تحلیل قرار میگیرد تا علاوه بر شناخت فرصتها و چالشهای موجود، شمای کلی اعتباری این علم ترسیم شود.یافتهها: برخی از محدودیتهای فنی که عصب-حقوق با آن مواجه است به نقایص موجود در تکنیکهای کنونی علوم اعصاب و کاربست شواهد عصبشناختی در دادرسی قضایی باز میگردد. پیچیدگی مغز انسان از یکسو و محدودیتها و خطاهای ابزارهای علوم اعصاب از سوی دیگر موجب شده که امروزه در بهرهگیری از یافتههای عصبشناسی در حقوق، با محافظهکاری خاصی، به امارات متقن و فرضیههای اثباتشده آن اکتفا شود. بهنظر میرسد که عمده محدودیتهای عصب-حقوق از اشکالات موجود در روش fMRI منتج میشوند. با توجه به برخی اشکالات عمده در تحقیقات fMRI، ارزیابیهای عصبشناختی تجربههای ذهنی، به سه دلیل نزد دادرسان بعضاً اعتبار قضایی نیافتهاند: امکان نقصان یافتهها؛ آمیختگی تجربههای ذهنی دیگر در بررسی حقوقی رخدادها؛ وضعیتهای غیر معمول روحی-روانی افراد در رویدادهای حقوقی.نتیجه گیری: بهرغم کاربست مفید شواهد fMRI در حقوق، بهدلایل مورد اشاره، از اینگونه امارات هماکنون در کنار سایر ادله موجود در دادرسیهای قضایی استفاده میشود (ادله انضمامی اثبات دعوی) و هنوز شواهد دروغسنجی به این طریق نیز به عنوان اماره در دادگاهها پذیرفته نیستند.