اصول اخلاق زیستی، کدام تفسیر؟
نویسندگان
1 کارشناس ارشد فلسفه، مرکز تحقیقات بیوتکنولوژی تولیدمثل، پژوهشکدة فناوریهای نوین علوم پزشکی جهاد دانشگاهی ـ ابن سینا، تهران، ایران
2 کارشناس ارشد فلسفه، مرکز تحقیقات بیوتکنولوژی تولیدمثل، پژوهشکدة فناوریهای نوین علوم پزشکی جهاد دانشگاهی ـ ابن سینا، تهران، ایران
doi
10.22037/bioeth.v4i13.13851چکیده
عموم ارزیابیهای اخلاقی در مورد مسائل زیستی با توجه به نظریههای اخلاقی موجود یا تلفیق آنها به صورت یک راهبرد اخلاقی انجام میشوند. آنچه در غالب این ارزیابیها مفروض گرفته شده اعتبار نگرش قاعدهگرا یا اصلگرا به مناقشههای جاری و ضرورت کاربرد یک نظریهٔ اخلاقی بهمثابه منشأ و زمینهٔ قاعده یا قواعد اصلی است. نه فقط در پژوهشهای اخلاقیِ نظری بلکه در عمل نیز گمان بر این است که قواعد میتوانند دستگیر تصمیمگیرندگان، سیاستگذاران، اعضای کمیتههای اخلاق زیستی و مجریان طرحهای پژوهشی باشند. اصول اخلاق زیستی بر این اساس شکل گرفتهاند. با این حال، در دهههای اخیر به صور گوناگون، اعتبار نگرش عامگرایانه به اخلاق به نقد کشیده شده است. در این مقاله، شأن معرفتشناختی و اخلاقی اصول اخلاق زیستی از دو منظر عامگرایانه و خاصگرایانه بررسی و نشان داده میشود که این انتقادات تفسیر سنتی از این اصول را، که تا حدی به روند انضمامی شکلگیری احکام اخلاقی بیاعتنا است، کنار می نهند اما تفسیر تعدیلشده از عامگرایی اخلاقی میتواند همچنان کاربرد این اصول را موجه سازد.