بررسی میزان گرایش دانشجویان به فست فودها و عوامل مؤثر بر آن
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی پژوهش علوم اجتماعی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 استادیار موسسه تحقیقات اجتماعی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
3 مربی موسسه تحقیقات اجتماعی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
10.22037/bioeth.v3i8.13973چکیده
در سالهاي اخير مصرف فست فود به طور چشمگيري در بين نوجوانان و جوانان افزايش يافته است. تبعاتی که مصرف این نوع غذاها براي مصرفكننده و جامعه با خود به همراه دارد، موجب بروز برخي نگرانيهاي اجتماعي شده است. امروزه دانشجویان به خاطر شرایط تحصیلی يكي از مهمترين گروههاي در معرض خطر ميباشند تحقیق حاضر در نظر دارد با نگاهی جامعهشناختی گرایش دانشجویان به فست فودها را مورد بررسی قرار دهد. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان دانشگاه تبریز تشکیل میدهند و نمونه آماری مشتمل بر 372 نفر میباشد که از طریق فرمول کوکران بهدست آمده است. روش نمونهگیری تحقیق به صورت تصادفی متناسب بوده، اطلاعات بهدست آمده با تکنیک پیمایش، بهصورت مقطعی و از طریق ابزار پرسشنامه گردآوری شده که روایی و اعتبار آن مورد تائید قرار گرفت. طبق نتايج بهدست آمده فرض اساسی تحقیق مبنی بر تاثیرپذیری گرایش به استفاده از فست فود، از متغیرهایی نظیر: سرمایه اجتماعی، سرمایه اقتصادی، آگهیهای تبلیغاتی و دینداری مورد تایید قرار گرفت. بر طبق نتایج تحقیق همبستگی معکوسی بین سرمایه اجتماعی و دینداری با گرایش به استفاده از فست فود وجود دارد. یافتههای تحقیق رابطه بین سن و گرایش به استفاده از فست فود را مورد تایید قرار نداد. نتایج تحلیلهای چند متغیره نشان داد که، متغیرهای سرمایه اجتماعی، سرمایه اقتصادی، آگهیهای تبلیغاتی و دینداری در مجموع 0/22 از متغیر وابسته را مورد تبیین قرار میدهند.