تأملی بر جایگاه وراثت در آموزه‌های دینی و تأثیر آن بر تربیت‌پذیری انسان

نویسندگان

1 گروه فقه و مباني حقوق اسلامي، دانشکده الهيات و معارف اسلامي، دانشگاه تهران و مدیر گروه اخلاق زیستی مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران (نویسنده مسؤول)

doi
10.22037/bioeth.v2i6.13992
چکیده

زمينه: تربيت‌‌پذير بودن‌ انسان‌، هرچند به‌ ظاهر بديهي‌ مي‌نمايد، اما از ديرباز با چالش‌هاي‌ فراواني‌ روبرو بوده‌ است‌. صرف‌ نظر از برخي‌ نظريه‌ها درباره ‌امكان‌ناپذيري‌ تربيت‌ انسان‌ و وجود شواهدي‌ بر درستي‌ آن‌ها، مهم‌ترين ‌چالش‌ فراروي‌ تربيت‌پذير بودن‌ انسان‌، وراثتي‌ بودن‌ صفات‌ اخلاقي‌ اوست‌. اگر بپذيريم‌ صفات‌ اخلاقي‌ همچون‌ صفات‌ جسماني‌ از طريق‌ وراثت‌ از يك‌ نسل‌ به‌ نسل‌ ديگر، بدون‌ دخالت‌ اراده‌ افراد، منتقل‌ مي‌شوند؛ هر انساني‌ ناخواسته‌ داراي‌ خُلق‌ و خويي‌ است‌ كه‌ به‌‌واسطه‌ وجود آن‌، رفتارهاي‌ معيني‌ از او سر مي‌زند.روش کار: اين پژوهش به‌صورت توصيفي و کتابخانه‌اي انجام و تلاش شده است، پس از توضيح مفاهيم، مباني تربیت‌پذیری و تربیت‌ناپذیری انسان مورد بحث قرار گرفته، سپس براساس آموزه‌های دینی، میزان تأثیر وراثت بر تربیت‌ناپذیری انسان بررسی شده است.يافته‌ها: آن‌‌گونه‌ كه‌ در اين‌ پژوهش‌ خواهد آمد، هرچند اصل‌ وراثت‌ و كاركرد آن‌ نسبت به انسان‌ مورد تأیید رهبران دینی است‌؛ اما آيات‌ ورواياتي‌ كه‌ براي‌ موروثي‌ بودن‌ صفات‌ اخلاقي‌ به‌ آن‌ها استشهاد شده‌، به چیزی بیشتر از تمايل‌ ذاتي‌ و نهادينه‌ شده‌ بشر به‌ ارزش‌ها و فضايل‌ اخلاقي‌ و بيزاري‌ از نابهنجاري‌ها و رذايل‌ اخلاقي‌ دلالت ندارند‌؛ از این‌رو، از منظر دینی، انسان‌ موجودی است که در تمام‌ صفات‌ اخلاقي‌ خود،‌ تربيت‌‌پذير است‌.