علت مرگ نزد غزالی و صدرالمتألهین و سنجش توانایی مبانی ایشان در تبیین آن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حکمت متعالیه، انشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22108/coth.2018.105020.1076چکیده
غزالی و ملاصدرا ازجمله اندیشمندانیاند که درصدد شناخت علت مرگ برآمدهاند و در مباحث نفسشناسی خود به این موضوع پرداختهاند. مقالۀ حاضر تلاش دارد دیدگاه این دو متفکر دربارۀ علت وقوع مرگ و مبانی نفسشناسانۀ مرتبط با آن نزد هریک را مقایسه و ارزیابی کند تا روشن شود کدام مبنا در توضیح نظریۀ خود موفق بوده است. غزالی معتقد است نفس روحانیهالحدوث است؛ اما چون تجرد آن تجرد تام نیست، از مادۀ خود (بدن) تأثیراتی میپذیرد و در ذات خویش استکمال مییابد و هنگامی که به کمال نهایی رسید، بدن را که بهمثابۀ ابزار اوست، رها میکند و به اصل خویش باز میگردد. این حالت، «مرگ» نامیده میشود و علت آن، ارتقا نفس است. نزد ملاصدرا نیز علت مرگ، ارتقا نفس است؛ اما بهنظر او اگر به حدوث جسمانی نفس قائل نباشیم، نمیتوان به حرکت جوهری، قائل شد. با تکیه بر این سخن صدرا، نظریۀ غزالی دربارۀ علت مرگ با مبانی خود او، توضیحپذیر نخواهد بود.