بی اعتمادی اجتماعی در اشتراک دانش به مثابه مساله اجتماعی (مورد مطالعه: دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز)
نویسندگان
1 دکتری جامعه شناسی اقتصادی و توسعه دانشگاه تبریز
2 دانشیار و عضو هیات علمی گروه علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز
3 استاد و عضو هیات علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز
4 دانشیار و عضو هیات علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز
doi
10.22059/ijsp.2018.68624چکیده
اشتراک دانش یکی از عناصر اصلی مدیریت دانش بوده که نقش پراهمیتی را در محیط دانشگاهی برای تولید و خلق دانش جدید و مزیتهای رقابتی بازی میکند. اعتماد اجتماعی مکانیسم تسهیلگری و واسطهای دراشتراک دانش را دارد. بنابراین، هدف پژوهش حاضر، مطالعه جامعه شناختی بیاعتمادی اجتماعی در اشتراک دانش به مثابه مساله اجتماعی میباشد. روش این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی بوده و جامعه آماری کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز که با استفاده از فرمول کوکران و شیوه نمونه گیری طبقهای متناسب 650 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامههای استاندارد اشتراک دانش و اعتماد اجتماعی بوده که با استفاده از نرم افزار Spss نسخه 22 تجزیه و تحلیل شده است. یافتهها نشان میدهد که اعتماد اجتماعی همبستگی مثبت و معنی داری با اشتراک دانش دارد. نتایج آزمون همبستگی نشان میدهد که مولفههای اعتماد اجتماعی با همه ابعاد اشتراک دانش رابطه مثبت و معنی داری دارند. نتایج آزمون t نشان میدهد که اشتراک دانش برحسب جنسیت تفاوت معنی داری ندارد. نتایج حاصل از رگرسیون حاکی از این است که مولفههای تمایل به همکاری، اعتماد نهادی، صداقت و سن 39 درصد از واریانس اشتراک دانش را تبیین میکند و بعد تمایل به همکاری با ضریب بتای 33/0 بیشترین نقش را دارد. بنابراین، برای افزایش دادن میزان اشتراک دانش در بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی بایستی به عوامل تاثیرگذار بر اعتماد اجتماعی در دانشگاه توجه جدی بشود.