مدیریت دانش شهودی: چارچوبی برای افزودن بُعد سوم دانش

نویسندگان

1 گروه مدیریت دانش، دانشکده مدیریت و برنامه‌ریزی راهبردی، دانشگاه جامع امام حسین (ع)، تهران، ایران.

2 گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

3 گروه مدیریت دانش، دانشکده مدیریت و برنامه‌ریزی راهبردی، دانشگاه جامع امام حسین (ع)، تهران.

doi
10.22059/jlib.2026.406098.1803
چکیده

هدف: هرچند که مدل‌های کلاسیک مدیریت دانش تعامل میان دانش صریح و ضمنی تبیین شده است؛ اما لایه‌ای عمیق‌تر از دانش، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بر این اساس در پژوهش حاضر تلاش شده است تا در کنار ابعاد دانش صریح و ضمنی بُعد سوم دانش با عنوان دانش «شهودی» معرفی شود.روش‌پژوهش: پژوهش بر پایه رویکرد کیفی و پارادایم تفسیری طراحی شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق با خبرگان جمع‌آوری و فرایند تحلیل شامل سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد و در پایان به استخراج الگوی پرادایمی مدیریت دانش شهودی انجامید.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که شهود نه تنها یک تجربه فردی و ناخودآگاه است، بلکه می‌تواند به عنوان سرمایه دانشی سازمانی مدیریت گردد. شرایطی مانند فشارهای محیطی و عدم قطعیت زمینه فعال شدن شهود را فراهم می‌کنند و عواملی چون فرهنگ اعتمادمحور، ساختارهای منعطف و فضای حمایتی سازمانی امکان بالفعل‌سازی آن را مهیا می‌سازند. همچنین مکانیسم‌هایی نظیر روایت‌گری، بازاندیشی جمعی و اجتماعی‌سازی تجربه‌ها، موجب تبدیل دانش شهود فردی به دانش جمعی می‌شوند. از دیدگاه فرهنگی و فلسفی نیز دانش شهودی از الهام درونی و درک قلبی حقایق و واقعیات جهان هستی ناشی می‌شود.نتیجه‌گیری: دانش سازمانی از سه بُعد دانش آشکار، ضمنی و شهودی تشکیل می‌شود و متناسب با هر موضوع و مسئله، یک یا چند سلول دانشی از مجموعه دانش‌های موجود سازمانی به کار برده می‌شود. بنابراین، نگاه تک بعدی و یا حتی دو بعدی به دانش سازمانی برای حل مسائل واقعی سازمان کافی نخواهد بود و توجه به هر سه بعد دانش سازمانی ضروری است.