مطالعات بیوژئوشیمی میکروبی باکتریهای جنس دی سولفوویبریو بر روی رسوبات کواترنر حوضه آبریز خرم آباد
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی گیلان
doi
چکیده
در این مقاله به بررسی اثرات باکتریهای کاهنده سولفات(جنس دی سولفوویبریو) بر کاهش فعالیت برخی عناصر جزئی رسوبات عهد حاضر حوضة آبریز خرم آباد پرداخته شده است.این باکتریها گروهی از ریزجانداران بی هوازیاند که از نظر تکاملی تنوع زیادی داشته و غالبا ″ در بیشتر خاکهای عهد حاضر و آبها یافت میشوند. تطبیق کشتهای جدا سازی شده این باکتریها در طی پنج نسل متوالی صورت گرفت. میزان مصرف سرب و سلنیــم، در نسلهای جدیــــــد (نسلهای چهارم و پنجم) این باکتریها، نسبت به نسلهای اولیه افزایش ناگهانی نشان میدهد که علت آن، خالص بودن نسلهای جدید(بویژه نسل پنجم) و غنای کشتهای آنهاست، بنابراین به منظور کاهش آلودگی عنصری رسوبات کواترنر بستر رودخانهای این ناحیه و سرعت بخشی به فرآیندهای بیوژئوشیمیایی، کشتهای نسل جدید مناسبترند. بیشترین و کمترین مقدار جذب عناصر فلزی رسوب توسط باکتریهای جنس دی سولفوویبریو، به ترتیب به کروم و سرب اختصاص دارد. کروم برای رشد باکتری و گذر از فاز رشد نمایی به فاز ثابت، از اهمیت بالایی برخوردار است. انحلال پذیری سرب در سامانههای آبگین پایین است و به واسطه ء درصد اندک جذب آن توسط باکتری، فراوانی نسبتا ″ بالایی در رسوبات بستر رودخانه دارد. بیشترین مقدار حذف عناصر واسطه ء رسوب توسط باکتریهای فوق ، به وانادیم اختصاص دارد. این عنصر غالبا ″ درترکیبهای هیدروکربنی، به صورت آلی- فلزی مشارکت دارد و توانایی متابولیسمی باکتری در مصرف آن نسبتا ″ بالاست. با توجه به بالا بودن غلظت وانادیم در شیلهای آلی کواترنر، مکانهای پایانی کانالهای شمال خاوری این حوضه، بهرهگیری از فناوری میکروبی در جهت کمینه کردن آلودگی رسوبی ناشی از این عنصر امکان پذیر است. بیشترین غلظت عناصر ردیاب سمی به نهشتههای سیلتی/ رسی زونهای انتهای آبراههای واحد مطالعاتی اختصاص دارد و نظر به کاهش انرژی در این محیطها، فعالیتهای میکروبی باکتریهای مذکور در آنها بیشینه میباشد.