تأملی بر نظریه جیمز نیکل درباره تفکیکناپذیری و وابستگی متقابل حقهای بشری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشتة حقوق بینالملل عمومی، دانشگاه آزاد واحد قائمشهر، مازندران، ایران
2 استادیار دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحدچالوس، مازندران، ایران
doi
10.22059/jplsq.2021.311444.2587چکیده
منظومة حقوق بشر بینالملل مشتمل بر دامنه وسیعی از حقهای مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (حدود 40 حق مختلف) است که در اسناد متعدد بینالمللی اعم از عام و خاص، منطقهای و جهانی پیشبینی شده است. این پراکندگی متضمن نوعی تفکیک و تقسیم حقوق بشر و متناظر با نوعی سلسلهمراتب و اولویتبندی میان حقهای گوناگون با محتوا و مبانی متفاوت است. در این نوشتار با تشریح نظریة جیمز نیکل در زمینه تفکیکناپذیری و وابستگی متقابل حقوق بشر به این پرسش پاسخ میدهیم که آیا امکان تفکیک و اولویتبندی حقها وجود دارد یا اینکه همة حقها با یکدیگر ارتباط درونی و متقابل دارند و اجرای یکی در تحقق دیگر حقها مؤثر است؟ هدف اصلی پژوهش، تبیین ارتباط متقابل حقها از دریچه دکترین تفکیکناپذیری و وابستگی متقابل حقوق بشر است. روش توصیفی و تحلیلی این نظریه منتج به این یافته شده است که بسته به نوع تأثیرگذاری یک حق بر دیگر حقها از حیث ضرورت یا سودمندی، رابطة آنها یا تفکیکناپذیر است (براساس اصل ضرورت) یا دارای وابستگی متقابل هستند (براساس اصل سودمندی).