ارزیابی تطبیقی-کارآمدی آموزش دانشگاهی: رویکردی مناسب برای چالشهای روششناسی بهبود کیفیت
نویسندگان
1 استادیار دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران
doi
چکیده
ارزیابی آموزشی به دنبال شناخت و درک عملکرد آموزشی و هدایت فعالیتها برای ارتقای بهرهوری و بهبود کیفیت است؛ با توجه به ساختار پیچیده فعالیتهای آموزشی و تنوع انتظارات ذینفعان آموزش عالی، «روششناسی» ارزیابی آموزشی موضوع تحقیقات متعدد و زمینهساز چالشهای فکری گسترده ای بوده است. در این مقاله با تحلیل و ارزشیابی قابلیتها و چالشهای دو رویکرد ارزیابی؛ یعنی رویکرد مرسوم و رویکرد تطبیقی- کارآمدی ادعا شده است که با توجه به پیچیدگیهای مبتلا به فعالیتهای آموزش عالی و احاطه مسئلههای «کمیابی منابع» و «رقابت» بر فضای فعالیت واحدهای آموزش عالی، رویکرد مرسوم ارزیابی قابل قبولی از عملکرد واحدها برای سیاستگذاری و ارتقای کیفیت فراهم نمیکند. در این خصوص، دادههای آماری 10 گروه آموزشی همسان تحلیل شده است و یافتههای به دست آمده نشان میدهند که با ملحوظ کردن وجوه تطبیقی و کارآمدی ارزیابی آموزشی، با دادههای مفروض، اولاً نتایج تحلیل تغییر میکند و ثانیاً عوامل آموزشی مؤثر قابل شناسایی و اقتصادیترین طرق بهبود کیفیت تعیینشدنی هستند. برای جامعه آماری مورد مطالعه دسترسی بیشتر به کتب و منابع درسی، سرمایهگذاری روی آموزش حینخدمت دانشگران و کاهش اندازه کلاس (تعداد دانشجویان) از نظر هزینه- اثربخشی، مؤثرترین عوامل برای ارتقای کیفیت آموزش به شمار می روند؛ یعنی اختصاص یک واحد پولی برای هر یک از عوامل مذکور کیفیت آموزش را به ترتیب تا 215/0، 1/0 و 01/0 بهبود میبخشد. چنین یافتههایی، که در سیاستگذاری برای ارتقای کیفیت آموزش عالی اهمیت حیاتی دارند، در رویکرد مرسوم به دست نمی آیند، بلکه تنها با اجرای تحلیل و ارزیابی تطبیقی-کارآمدی دستیافتنی هستند. «... ارزشیابی آموزشی آیینهای فراهم میآورد تا تصمیمگیران و دستاندرکاران فعالیتهای آموزشی تصویری از چگونگی فعالیتها به دست آورند و با استفاده از این تصویر از نظامهای آموزشی مراقبت بیشتری به عمل آورند تا در راستای پاسخگویی به نیازهای فرد و جامعه کیفیت نظامهای آموزشی ارتقا یابد» (Bazargan, 2002: 1).