ارائه مدل مفهومی برای دستیابی به شهر آموزش¬دهنده با تأکید بر فرهنگ شهروندی (مورد پژوهی: فضاهای عمومی منتخب شهر تهران)
نویسندگان
1 استاد گروه شهرسازی، دانشکده عمران، معماری و هنر، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. *(مسوول مکاتبات)
2 دانشیار گروه شهرسازی، دانشکده عمران، معماری و هنر، واحد علوم¬وتحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری شهرسازی، دانشکده عمران، معماری و هنر، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
چکیده
زمینه و هدف: آگاهی از رفتارها و فرهنگ شهروندی و راهکارهای اعتلای آن نیازمند تأمین منابع آموزشی است. محیط که به مثابه دانشگاهی برای شکلگیری بسیاری از ویژگیهای رفتاری است، میتواند بهعنوان منبع آموزشی بهکار رود؛ اما دانش موجود از مؤلفه کالبدی شهرهای آموزشدهنده بهاندازهای کاربردی نیست که این مؤلفه در فضاهای عمومی اسباب آموزشی کلاس فرهنگ شهروندی را فراهم آورد. براینمبنا تحقیق حاضر دارای اهداف تدوین معیارها، زیرمعیارها و شاخصهای مؤلفه کالبدی مؤثر بر شهر آموزشدهنده با تأکید بر فرهنگ شهروندی در فضاهای عمومی منتخب شهر تهران است. روش بررسی: این پژوهش دارای شیوه تحلیل ترکیبی، با روش تحقيق بنیادی و از گونه تحلیل محتوای متن و توصيفي (پيمايشي) است. مقتبس از مبانی نظری و مصادیق و تجارب انجامشده، معیارهای پنج گانه شامل استفاده از هنر شهری (آموزش مسئولیتپذیری شهروندی)، بهکارگیری رسانه شهری (آموزش ترجیح منافع جمعی)، وجود محوطه تفریحی (آموزش مشارکت شهروندی)، برپایی محوطه مشاورهدهنده (آموزش قانونگرایی) و وجود فضای فرهنگی (آموزش حقوق فرهنگی) تعیین شد. جهت جمعآوری بخشی از دادههای موردنیاز با توزیع پرسشنامه به روش خوشهای و تصادفی ساده میان 384 نفر از شهروندان در فضاهای عمومی منتخب شهر تهران (با توجه به فرمول کوکران) در سال 1401، به مطالعه میدانی پرداخته شد. یافتهها : مدل مفهومی پژوهش دربرگیرنده معیار وجود فضای فرهنگی (آموزش حقوق فرهنگی) شامل زیرمعیار استقرار مکان فرهنگی- موزه در چهار شاخص حق انتخاب هویت، دسترسی به فرهنگ، آزادی فرهنگی و تساوی حقوق و در قالب پانزده گویه، معیار استفاده از هنر شهری (آموزش مسئولیتپذیری شهروندی) در قالب زیرمعیار استفاده از المان هنری- تندیس و سه شاخص پیشرفتگرایی، وظیفهشناسی و سازمانیافتگی شامل سیزده گویه، معیار وجود محوطه تفریحی (آموزش مشارکت شهروندی) نیز شامل زیرمعیار تعبیه زمین بازی- زمین بازی گروهی و چهار شاخص رفتار مشارکتانه، تمایل به مشارکت شهروندی، گرایش به مشارکت شهروندی و مطلوبیتجویی در قالب نوزده گویه، معیار بهکارگیری رسانه شهری (آموزش ترجیح منافع جمعی) در قالب زیرمعیارهای پخش بیانات آموزشی و نصب تابلو- علائم و نوشتار و شامل دو شاخص هم ذات پنداری و نوعدوستی و هفت گویه، معیار برپایی محوطه مشاورهدهنده (آموزش قانونگرایی) تحت زیرمعیار برگزاری جلسه حضوری و چهار شاخص نگرش به قوانین، احساس نسبتبه قوانین، تمایل به رعایت قوانین و عمل به قوانین در قالب هجده گویه و معیارها به ترتیب با وزن نسبی 279/.، 278/.، 220/.، 134/0 و 088/0 بوده است. بحث و نتیجه گیری: معیارهای استفاده از هنر شهری (آموزش مسئولیتپذیری شهروندی)، بهکارگیری رسانه شهری (آموزش ترجیح منافع جمعی)، وجود محوطه تفریحی (آموزش مشارکت شهروندی)، برپایی محوطه مشاورهدهنده (آموزش قانون گرایی) و وجود فضای فرهنگی (آموزش حقوق فرهنگی) از مؤلفه کالبدی شهرهای آموزشدهنده در ارتقای فرهنگ شهروندی در فضاهای عمومی نقش بهسزایی ایفا میکند. مؤلفه کالبدی میتواند برآوردهکننده مسئولیت آموزشی که بر دوش شهرها نیز هست، باشد. این مؤلفه در شهرها همچون ابزار، از زندگی روزمره و همزیستی شهروندان مجال دسترسی به آموزش را میسر میسازند.