تبیین مؤلفههای مؤثر بر ساماندهی محیط و منظر لبههای شهری، در راستای ارتقای کیفیت محیط زندگی، مبتنی بر خلق فضای شهری پاسخگو (مورد پژوهشی: حاشیه مسیل کن منطقه 18 تهران)
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد، رشته مهندسی طراحی محیط زیست، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، ایران. * (مسوول مکاتبات)
2 دکتری شهرسازی، مربی، عضو هیئت علمی گروه مهندسی طراحی محیط زیست، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، ایران.
3 استادیار گروه شهرسازی، دانشکده شهرسازی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
چکیده
زمینه و هدف: لبههای شهری از مهمترین عناصر ساختار شهری هستند که نقش اساسی در منظر اکولوژیک شهری و ارتقای کیفیت زندگی ساکنین آن داشته و از سوی دیگر تشکیلدهندۀ تصویری مثبت و پاسخگو به شهر هستند. حاشیه مسیل کن در منطقه 18 تهران (حد فاصل بزرگراه فتح تا آزادگان) بهعنوان یک لبه درونشهری با چالشهای زیستمحیطی و اجتماعی روبهرو بوده و انسجام و خوانایی آن از بین رفته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی ضرورت شکلگیری فضای شهری پاسخگو در ساختار شهری بهدنبال ارتقای کيفيت محیط زندگي شهري و بهبود الگوهای رفتاری شهروندان بوده است. لذا این پژوهش بر آن دارد تا با تبیین مؤلفههای مؤثر بر ساماندهی لبه مسیل کن، این فضای نامنسجم و منزوی را به فضایی سرزنده، پویا، تعاملی و منسجم و رویدادمدار که از خصوصیات فضایِ شهریِ پاسخگوست تبدیل نماید. ساماندهی این لبه شهری میتواند متضمن ارتقای کیفیت زیستپذیری محیط زندگی، احساس امنیت و حس تعلق به مکان برای شهروندان و بهبود تصویر عینی، بصری و ادراکی، معنایی در اذهان عمومی گردد. روش بررسی: این پژوهش از نوع کیفی و به شیوه تحلیل محتوا و با ماهیت توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است که ضمن استفاده از دادههای کتابخانهای و مطالعات میدانی مؤلفههای مؤثر بر ساماندهی محدوده طرح مسیل کن (منطقه 18تهران) در راستای ارتقای کیفیت محیطی و مبتنی بر خلق فضای شهری پاسخگو مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتهها: یافتههای پژوهش حاکی از تخریب شدید فضاهای باز زیستمحیطی و پهنههای اجتماعی این محدوده است که باعث بروز انقطاع در پیوستگی بین کریدورها و لکههای سبز شهری، بارز نبودن هویت لبه مربوطه و پدیدار گشتن مکانی نابسامان همراه با اختلالات اکولوژیک، ناامنی اجتماعی و عدم کیفیت محیط زندگی است. بحث و نتیجهگیری: با توجه به وجود نابسامانی و بارز نبودن هویت لبه محدوده مورد مطالعه نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد که طراحی شبکه سبز شهری در قالب محور اکولوژیکی، گشایش دروازههای لبه و ایجاد حس دعوتکنندگی به لبه درونشهری را همراه دارد. پیوند درون لبه با حاشیه و همچنین دستیابی به مناسبترین سازمان فضایی مؤثرترین راهکار برای ساماندهی این لبه شهری است. احیای هویت قدیمی این لبه فراموش شده شهری منجر به افزایش کیفیت و امنیت محیط زندگی با خلق محیط و منظر پاسخگوی نیازهای اجتماعی در شهر میباشد. لازم به ذکر است پیششرط موفقیت در برنامههای مشارکتی شهروندان، باور سیاستگذاران و مدیران شهری به تأثیر مشارکت شهروندی در بهبود کیفیت محیط زندگی و یافتن راه حلی مناسب برای آنهاست.