ارزیابی مدل FCD برای برآورد تراکم تاجپوشش جنگلهای زاگرس با استفاده از تصاویر لندست 8 و سنتینل 2
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد، گروه علوم و مهندسی جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشیار، گروه علوم و مهندسی جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تربیت مدرس. *(مسوول مکاتبات)
doi
چکیده
زمینه و هدف: تاجپوشش یکی از معیارهای مهم برای بررسی تغييرات و پايش جنگلها است. باتوجهبه نقش جنگلهاي زاگرس در حفاظت از آب و خاک، تهیه نقشه بهروز و پایش تغییرات تاجپوشش در این جنگلها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. روش بررسی: این تحقیق در 27 محدوده در ناحیه رویشی زاگرس اجرا و در 2637 قطعه نمونه 400 متر مربعی درصد تاجپوشش استخراج شد. بهمنظور برآورد میزان تاجپوشش با استفاده از ماهوارههای لندست 8 و سنتینل 2 دادههاي حاصل از محاسبه چهار شاخص باهم ادغام و نقشه تراکم تاجپوشش (FCD) محاسبه و ارزیابی عملکرد مدل با استفاده از معیارهای آماری خطا انجام شد. رابطه تاجپوشش اندازهگيري شده و شاخصهای تشکیل دهنده مدل FCD با استفاده از تصاویر دو ماهواره لندست 8 و سنتینل 2، با همبستگي پیرسون بررسی شد. یافتهها: نتایج نشان داد دو شاخص AVI و SI رابطه مستقیم و دو شاخص BI و TI رابطه غیرمستقیمی در تمام نواحی رویشی مورد مطالعه با میزان واقعی تاجپوشش داشتند. همچنین بیشترین مقدار ضریب تبیین در بین کل نواحی برای ماهواره سنتینل 2 (86/64 درصد) در منطقه با تاجپوشش انبوه در زاگرس شمالی بدست آمد. کمترین مقادیر آماری خطا از جمله RMSE (41/17 درصد)، RMSE% (57/31 درصد)، Bias (57/1 درصد)، Bias% (70/2 درصد)، MAE (60/12 درصد) و MAE% (28/24 درصد) محاسبه گردید که همگی متعلق به ماهواره سنتینل 2 و مناطقی با تاجپوشش انبوه بود. معیارهای آماری خطا در زاگرس شمالی مقدار کمتری نسبت به زاگرس میانی و جنوبی نشان داد که نشان دهنده کارایی مدل برای مناطق انبوه است. بحث و نتیجهگیری : دستیابی به نتایج با دقت بالا توسط مدل FCD میسر نیست. همچنین محاسبه تاج پوشش با تصاویر سنتینل 2 نتایج بهتری نسبت به لندست 8 داشت. در مجموع این مدل برای برآورد تاج پوشش جنگل در مناطق تنک و نیمه انبوه ناحیه رویشی زاگرس مناسب نیست.