دولتهای خودخوانده و جایگاه قانونی آنها در حقوق بینالملل
نویسندگان
1 استاد گروه حقوق، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
doi
10.22059/jplsq.2021.320946.2839چکیده
در نظام بینالمللی کنونی، چند واحد سیاسی وجود دارند که واجد عناصر تشکیل دهنده دولت بوده و به صورت موثر بر سرزمین مربوطه، اعمال حاکمیت میکنند، اما از سوی جامعۀ بینالمللی شناسایی نشدهاند. این مقاله به معرفی این دولتها و جایگاه قانونی آنها میپردازد. پرسش اصلی این مقاله آن است که مصادیق خاص دولتهای خودخوانده در جامعۀ حاضر بینالمللی کدامها هستند و نیز ادله و دلایل قانونی بودن این دولتها از منظر خود آنها چیست و چرا جامعۀ بینالمللی تاکنون از پذیرش و شناسایی آنها بهعنوان جزئی از جامعۀ بینالمللی دولتها خودداری کرده است؟ فرضیۀ نویسنده آن است که در حال حاضر، هفت دولت خودخوانده در جامعۀ بینالمللی وجود دارند. دلیل عدم شناسایی بسیاری از این دولتهای خودخوانده آن است که تأسیس و تشکیل آنها مسبوق به نقض قاعدۀ منع توسل به زور به ضرر دولتهای مادر بوده است. در مواردی نیز هراس از دومینوی جداییطلبی یا ملاحظات سیاسی مربوط به جایگاه مهم دولت مادر در عرصۀ جهانی، مانع شناسایی این دولتها بوده است. در این مقاله به روش تحلیلی- توصیفی و از طریق تحقیقات کتابخانهای و استفاده از منابع اینترنتی به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت.