ریسک سیستمی، حکمروایی مطلوب شهری و چالش انباشت مازاد در اقتصاد متروپلیتن (نقدی بر بنیادگرایی بازار آزاد)
نویسندگان
1 دانشگاه تبریز
doi
چکیده
این مقاله از چشمانداز نظریه متأخر ریسک سیستمی اندیشمندان بزرگ اقتصاد سیاسی همانند دیوید هاروی، جیووانی اریگی، جان بلامی فاستر، جوزف استیگلیتز به مقوله اقتصاد متروپلیتن مینگرد که در واقع بستر بالقوه بحرانهای ادواری است. ریسک سیستمی مسبوق به نظریه بحران مازاد انباشتی است که در اقتصاد سیاسی مارکسیستی بحث شده است. اما تفاوت عمده ریسک سیستمی با نظریه مارکسیستی در بستر تحقق آن است. بستر تحقق ریسک سیستمی سرمایهداری مالی و اعتباری متأخر است اما بستر نظریه پردازی مازاد انباشت، سرمایهداری صنعتی و تولید انبوه فوردیستی بود. گفتمان غالب سیاست شهری موازی با انباشت مازاد، تمرکزگرایی، دولت رفاه و شهرداریگرایی بود در حالی که در ریسک سیستمی بیشتر بر نوعی انتظام فضایی و اجتماعی– اقتصادی پسافوردیستی تأکید میشود که بیشتر بر انسجامِ پراکنده ناشی از اتفاق اجتماعات محلی و سیاست شهری متکثر و حکمروایی مطلوب متکی است.