اثربخشی آموزش راهبرد های مبتنی بر هوش چندگانه برسازش یافتگی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی
2 دانشیار گروه روانشناسی، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد، ایران
3 دانشیار، گروه روانشناسی، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد، ایران
doi
چکیده
هدف از انجام پژوهش حاضر اثربخشی آموزش راهبردهای مبتنی بر هوش چندگانه بر سازش یافتگی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهر شهرکرد بود. پژوهش به روش نيمهآزمایشی با طرح پيشآزمون، پسآزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه¬ی آماری این پژوهش شامل کلیه¬ی دانش¬آموزان پسر پایه ششم شهر شهرکرد در سال تحصیلی 1401-1402 به تعداد 2439 نفر بود که به روش نمونهگیری هدفمند تعداد 40 نفر از آنها انتخاب و به صورت تصادفی در یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. سپس دانش آموزان گروه آزمايش تعداد 12 جلسه 90 دقیقهای آموزش راهبردهای مبتنی بر هوش چندگانه دریافت کردند. ابزار اندازهگیری سازش یافتگی پرسشنامه سینها و سینک (۱۹۹۳) و بستهی آموزشی، آموزش راهبردهای مبتنی بر هوش چندگانه آرمسترانگ (2001) بود. دادههای پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر (طرح آمیخته) تجزیهوتحلیل شدند. یافتهها نشان داد در دو مرحله پسآزمون و پیگیری آموزش راهبردهای مبتنی بر هوش چندگانه نسبت به گروه کنترل اثربخشی معناداری بر متغیر سازش یافتگی داشت. با توجه به یافتههای به دست آمده، استفاده از آموزش راهبردهای مبتنی بر هوش چندگانه برای بهبود سازش یافتگی کابردی به نظر میرسد.