روابط ساختاری احساس پیوستگی و شفقت به خود با بهزیستی تحصیلی دانشجویان بر اساس نقش واسطه ای خودآگاهی هیجانی

نویسندگان

1 گروه روان شناسی، واحد ملکان، دانشگاه آزاد اسلامی، ملکان، ایران

doi
10.82935/PSYEDU.2025.1195149
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی روابط ساختاری احساس پیوستگی و شفقت به خود با بهزیستی تحصیلی دانشجویان بر اساس نقش واسطه ای خودآگاهی هیجانی بود. در این مطالعه توصیفی- همبستگی، دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تبریز جامعه آماری را تشکیل دادند. تعداد 350 نفر (181 مرد و 169 زن) به روش نمونه­گیری چند­مرحله­ای و بر اساس جدول مورگان به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه­های احساس پیوستگی آنتونوسکی  19787، شفقت به خود نف (2003) ، خودآگاهی هیجانی گرنت (2002)، فهرست مشغولیت تحصیلی سالملا-آرو و آپادیا  (2012) و سیاهه فرسودگی تحصیلی سالملا-آرو  و همکاران (2009) پاسخ دادند. داده­ها با روش مدل­یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار Amos تحلیل شد. مدل فرضی بهزیستی تحصیلی در جامعه پژوهش برازنده بود (X2/DF=2/12 , RMSEA= 0/05 ). مسیر مستقیم احساس پیوستگی در سطح 05/0 و خودآگاهی هیجانی در سطح 001/0 به بهزیستی تحصیلی دانشجویان معنادار بود اما  مسیر مستقیم شفقت به خود معنادار نبود. همچنین مسیر مستقیم احساس پیوستگی و شفقت به خود به خودآگاهی هیجانی در سطح 001/0 معنادار بود. مسیر غیرمستقیم احساس پیوستگی و شفقت به خود با میانجی­گری خودآگاهی هیجانی در سطح 05/0 معنادار بود. در مجموع 35 درصد از واریانس بهزیستی تحصیلی از طریق متغیرهای مدل تبیین شد. با توجه به اثر مستقیم و غیر­مستقیم احساس پیوستگی، شفقت به خود و خودآگاهی هیجانی بر میزان بهزیستی تحصیلی، به نظر می رسد با تقویت خودآگاهی هیجانی، احساس پیوستگی و شفقت به خود می­توان بهزیستی تحصیلی دانشجویان را تقویت کرد