پدیدارشناسی مکان در تطبیق نظریات پیتر زومتور، یوهانی پالاسما و استیون هال

نویسندگان

1 گروه شهرسازی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 گروه معماری، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 دانشیار گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
چکیده

پدیدارشناسی، رویکردی فلسفی و کیفی است که بر «تجربه‌ی زیسته» و ادراک چندحسی انسان از فضا تأکید دارد و در معماری، مفاهیمی همچون بدن‌مندی، خاطره و اتمسفر را برجسته می‌سازد. هدف پژوهش حاضر، مطالعه‌ی تطبیقی اندیشه‌های سه معمار برجسته‌ی معاصر—پیتر زومتور، یوهانی پالاسما و استیون هال—در زمینه‌ی «پدیدارشناسی مکان» است. پرسش اصلی این است که چگونه هر یک از آنان، با اتکا به مؤلفه‌هایی نظیر نور، سکوت، زمان زیسته و خاطره، برداشتی متمایز از مکان ارائه می‌کند و چه وجوه اشتراکی در تفسیرشان از فضا وجود دارد؟ در این راستا، ابتدا با مرور مبانی نظری پدیدارشناسی مکان (بر پایه‌ی آرای هوسرل، هایدگر، مرلوپونتی و باشلار)، چارچوبی برای تبیین مفهوم مکان به‌مثابه پدیده‌ای ادراکی-حسی ارائه می‌شود. سپس، با روش مطالعه‌ی کیفی-تفسیری و تحلیل محتوای منابع مکتوب و نمونه‌های طراحی، مؤلفه‌های اصلی هر رویکرد استخراج و در یک مقایسه‌ی تطبیقی، نقاط اشتراک و افتراق آنان روشن می‌گردد. نتایج نشان می‌دهد که با وجود تمایز در سبک و فرم، هر سه معمار، معماری را رویدادی وجودشناختی می‌بینند که با مشارکت فعال حواس و احضار خاطره در بطن فضا معنا می‌یابد. زومتور بر تجربه‌ی سکوت و حس حضور در ترکیب با مصالح تأکید داشته و پالاسما بر لامسه و نقد نگاه صرفاً بصری پافشاری می‌کند؛ درحالی‌که هال، با طرح «پارالاکس» و نور، فضا را پدیده‌ای پویا و چندلایه معرفی می‌نماید. این یافته‌ها بیانگر آن است که رهیافت پدیدارشناسی مکان در آثار این سه معمار، فراتر از فرم یا عملکرد، بر کیفیت حضور، عمق ادراک و پیوند بدن‌مند انسان با محیط متمرکز است.