مفهوم برابری در اندیشة فقهای عصر مشروطه

نویسندگان

1 پژوهشگر دورۀ دکتری حقوق عمومی، گروه حقوق عمومی و بین‌الملل، دانشکدۀ حقوق، پردیس فارابی دانشگاه تهران، ‏قم، ایران ‏

2 دانشیار، گروه حقوق عمومی و بین‎الملل، دانشکدۀ حقوق،‎ ‎پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران‏

3 استادیار، گرو حقوق عمومی، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران‏

doi
10.22059/jplsq.2021.300061.2371
چکیده

انقلاب مشروطه آستانة طرح مفاهیم نوینی در جامعة ایران بود که تعارض میان سنت ‌و تجدد را ایجاد می‌کردند. یکی از مهم‌ترین تقابل‌های این عرصه، و موضوع پژوهش حاضر، جدال در مفهوم برابری است. واکاوی این جدال با توجه به ماهیت تاریخی خود، منوط به بهره‌برداری از اسناد آن عصر است. این اسناد نیز بیانگر آن است که یکی از چالش‌برانگیزترین مفاهیم دورة مشروطه، موضوع اصل 8 متمم قانون اساسی یعنی «متساوی‌الحقوق بودن اهالی مملکت ایران» بوده است. تصویب این اصل محمل جدالی شده بود که به دعوای مشروعه‌خواهان شهره شد. با ‌وجود این تا به امروز کمتر توجه ‌شده‌ که در نظام سنتی ایران برابری در معنای جدید خود با تفکیک میان «برابری ‌در مقابل ‌قانون» و «برابری‌ در قانون» وجود نداشته است. در نتیجه این تحول معنایی متشرعان با امری مستحدث روبه‌رو شدند، برخی تلاش کردند مفاهیم جدید برابری را به معانی کهن برابری، یعنی تساوی در برابر قانون، فرو کاسته و آن را ناشی از احکام اسلامیه می‌خواندند. در مقابل، متشرعان مشروعه‌خواه با اشاره به نابرابری حق‌های مُسلم و غیرمُسلم برابری را مخالف احکام اسلام می‌دانستند. هر دو گروه نیز سرانجام در یافتن پاسخ مناسب پرسش مطروحه درماندند.