بررسی تأثیر درصد شفافیت نما بر بهینهسازی موقعیت و ابعاد بازشوها برای بهبود دریافت نور روز در ساختمانهای اداری (بستر مطالعه: اقلیم تهران)
نویسندگان
1 گروه معماری ،واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 گروه معماری، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 گروه معماری، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
4 گروه معماری، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
چکیده
بارشد شهرنشینی و افزایش وابستگی به سیستمهای روشنایی، نقش طراحی نمای ساختمان در بهرهبرداری از نور طبیعی، برجسته شدهاست. در اقلیمهایی با شدت تابش بالا، دستیابی به تعادل میان بهرهگیری حداکثری از نور روز و جلوگیری از بروز خیرگی، به چالشی اساسی در معماری پایدار بدل شدهاست. شفافیت نما بهعنوان یکی از عوامل تأثیرگذار بر عملکرد نوری فضاها، نیازمند بررسی و بهینهسازی در ارتباط با موقعیت و ابعاد بازشوهاست. این پژوهش به تحلیل تأثیر درصد شفافیت نما بر بهینهسازی ابعاد و موقعیت بازشوها بهمنظور ارتقای بهرهوری نور روز در یک ساختمان اداری در اقلیم تهران پرداختهاست. روشپژوهش مبتنیبر تلفیق مطالعات کتابخانهای و شبیهسازیهای پیشرفته بااستفادهاز ابزارهای پارامتریک گرسهاپر، هانیبی، لیدیباگ و پلاگین والاسی است. دراین راستا، پارامترهای کلیدی شامل درصد شفافیت نما، ارتفاع بازشوها، فاصله از سطح کف و تعداد پنجرهها با تمرکز بر اهداف بهینهسازی روشنایی فضایی مفید نور روز، روشنایی فضایی ناکافی و بیش از حد نور روز، ارزیابی شدهاند. یافتهها حاکیازآن است که در درصدهای شفافیت پایینتر، افزایش تعداد بازشوها و ارتفاع بیشتراز کف به بهبود توزیع نور روز منجر میشود، در حالی که افزایش شفافیت به محدودههای بالاتر، ریسک خیرگی را بهطور قابلتوجهی تشدید میکند. بازه ۴۰ تا ۵۰ درصد شفافیت، بهویژه مقدار ۴۲ درصد، بهعنوان مطلوبترین سناریو شناساییشد که تعادل مؤثری بین تأمین نور طبیعی و کنترل خیرگی برقرارمیکند. رویکرد طراحییکپارچه، با بهرهمندی از تکنولوژیهای معماری پایدار و انطباق با الزامات اقلیمی، کارایی انرژی را بهینه میسازد و با ارتقای کیفیت بصری و زیستمحیطی فضا، گامی مؤثر در جهت تحقق معماری اقلیممحور و پایدار برمیدارد.