خوانش نحوی الگوهای اتصال فضای نیمهباز به فضاهای داخلی در مسکن آپارتمانی معاصر تهران
نویسندگان
1 گروه معماری، دانشکده عمران معماری و هنر، علوم و تحقیقات، تهران، ایران
2 گرو ه معماری، واحد علوم و تحقیقات، دانشگا ه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استاد، گروه شهرسازی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
چکیده
شهرنشینی و غلبه الگوی آپارتماننشینی، سازمان فضایی مسکن معاصر را دگرگون و از نقش کیفی فضاهای نیمهباز که پیشتر در خانههای ایرانی نقش کلیدی در تعاملات اجتماعی داشتند کاسته است. این پژوهش باهدف شناسایی الگوهای اتصال فضای نیمه باز بالکن به فضاهای داخلی در آپارتمانهای مسکونی تهران و تحلیل تفاوتهای کیفی آنها، به روش تحلیلی -توصیفی و با گردآوری دادهها به شیوه کتابخانهای انجام شده است. بامطالعه تطبیقی ۱۶ نمونه منتخب از دهههای ۱۳۹۰ و ۱۴۰۰ و بهرهگیری از ابزار نحو فضا، چهار الگوی اصلی اتصال شناسایی شد: اتصال منفرد به آشپزخانه، پذیرایی و اتاقخواب، و الگوی نوظهورِ اتصال چندگانه.یافتهها نشان میدهد بالکنهای متصل به آشپزخانه عمدتاً نقش خدماتی دارند و با عمق میانگین زیاد و همپیوندی متوسط نسبت به الگوهای دیگر، سهم محدودی در شکلدهی تعاملات اجتماعی ایفا میکنند. بالکنهای متصل به پذیرایی و اتاقخواب با عمق میانگین زیاد و همپیوندی پایین تا متوسط، بیشتر نقشنمایشی یا خصوصی دارند و در شبکه فضایی و اجتماعی خانه مشارکت کمی دارند. نتایج نشان داد که بالکن در آپارتمانهای معاصر تهران اغلب در عمیقترین نقاط سلسلهمراتب فضایی قرار گرفته و نقش حاشیهای ایفا میکند .بااینحال الگوی اتصال چندگانه بالکن که از نیمه دوم دهه ۹۰ ظهوریافته است، با شاخصهای بالای اتصال، همپیوندی، کنترل و انتخاب، بالکن را به عضوی فعال تبدیل کرده و کیفیت سکونت را ارتقا میدهد. جایگاه جدید بالکن بهعنوان یک فضای مرکزی، علاوه بر ایجاد فرصتهایی برای سرزندگی، پیوند با طبیعت و تابآوری واحدهای مسکونی در کلانشهرها، میتواند الهامبخش رویکردهای نوآورانه در معماری مسکن فردا نیز باشد.