واکاوی مشروعیت «جنگ مقدس بینالمللی» در اندیشۀ سیاسی توماس آکویناس
نویسندگان
1 استادیار گروه روابط بینالملل دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22059/jplsq.2020.267646.1842چکیده
پایان جنگ سرد مایة تحولات ژرفی در سپهر اندیشه ورزی، بهویژه مفاهیم سیاسی شده است. یکی از این مفاهیم، اصل عدم مداخله در امور داخلی، اصل حاکمیت و حمایت از حقوق بشردوستانه است. از اوایل دهة 1990 جامعة دولتها برای متوقف ساختن نقض آشکار حقوق بشردوستانه و حقوق بشر یا همان مداخلة بشردوستانه، به کاربرد نیروهای مسلح متوسل شدند که بسیار محل مناقشه است. بر این اساس، مقالة حاضر با استناد به دکترین «جنگ عادلانة» آکویناس درصدد پاسخگویی به این پرسش است که مداخلة بشردوستانه از چه مبنای قانونی برخوردار است؟ فرضیة نوشتار حاضر است که در آرای آکویناس مداخله مطلقاً مردود نبوده و با استناد به مفاهیمی چون اقتدار مشروع، علت عادلانه، نیت راستین و اصل تناسب مداخله از میزانی مشروعیت برخوردار است. بهسبب ماهیت متغیر منازعه و مفهوم «بشردوستی نظامی»، به تحلیل دکترین جنگ مشروع آکویناس میپردازیم و با موشکافی مشروعیت مداخلة بشردوستانه در چارچوب تئوری آکویناس در خصوص جنگ، و فهم کنونی شرایط اخلاقی، حقوقی و سیاسی جنگ به نتیجهگیری خواهد شد.