آسیبشناسی قوانین و مقررات بازآفرینی شهری با تأکید بر رویکرد زمینهگرا و حکمروایی خوب شهری (بافت تاریخی شهر قزوین)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی، گروه شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران
2 استادیار، گروه شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران. (نویسنده مسئول)
3 استادیار، گروه شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران.
doi
چکیده
بافتهای تاریخی شهرها بهعنوان کانونهای هویتبخش حیات مدنی، امروزه با چالشهای پیچیده فرسودگی کالبدی و ناکارآمدی عملکردی مواجهاند. شواهد تجربی نشان میدهد رویکرد «یکساننگر» و «متمرکز» قوانین نوسازی در ایران، بدون توجه به «زمینه» و اصول «حکمروایی خوب شهری»، به بنبست اجرایی رسیده است. پژوهش حاضر با هدف آسیبشناسی انتقادی قوانین ملاکعمل در نوسازی بافتهای ناکارآمد، به واکاوی شکاف میان اسناد فرادست و واقعیتهای اجرایی در بافت تاریخی شهر قزوین میپردازد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی-توسعهای و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی با رویکرد انتقادی است. قوانین کلیدی همچون «قانون حمایت از مرمت (۱۳۹۸)»، «قانون جهش تولید مسکن (۱۴۰۰)» و «سند ملی بازآفرینی» با روش اسنادی و تکنیک تحلیل محتوا در چارچوب شاخصهای حکمروایی خوب و رویکرد زمینهگرا ارزیابی شدند. یافتهها حاکی از تعارض ساختاری میان رویکرد «حفاظتگرای» میراث فرهنگی و رویکرد «توسعهگرای» قوانین مسکن در بافت ۴۰۵ هکتاری قزوین است. همچنین، غفلت از تفاوتهای ماهوی میان «بافت تاریخی» و «سکونتگاههای غیررسمی»، منجر به تجویز نسخههای واحد (بیعدالتی فضایی) شده است. افزون بر این، فقدان ضمانت اجرایی مشارکت، چندپارهگی مدیریت شهری و نادیده گرفتن مخاطرات محیطی (مانند گسل شمال قزوین)، فرآیند بازآفرینی را با کندی مواجه ساخته است. راهکار برونرفت، «اصلاح پارادایم حقوقی» و گذار به «حقوق شهری زمینهگرا» است که با منعطفسازی ضوابط و یکپارچهسازی مدیریت، بستر حکمروایی خوب را فراهم میآورد.