از قاعده و استثناء در نحو تجویزی تا سلیقه و معنی در نظم قرآنی
نویسندگان
doi
چکیده
قرآن کریم، به عنوان یک پدیدۀ زبانی فاخر، در سطح فهم با سلیقه و توان ذهنی بشر مطابق است؛ همچنان که در سطح خَلق نیز، به سبب رسایی و شیوایی، فراتر از سلیقه و توان ذهنی بشر است. برای فهم تحلیل صحیح ویژگیهای چنین پدیدۀ زبانی، بیشتر باید تابع سلیقه و شمّ زبانی بود؛ چرا که توجه بیش از حد به قواعد و احکام تجویزی، سبب میشود بسیاری ظرائف معنایی و ادبی مستور در آیات قرآن کریم، درک نشوند و به جای آن که به معنی به عنوان هستۀ مرکزی هر فرایند زبانی توجه شود؛ بیشتر به روابط منطقی قابل تصور میان لفظ و معنا پرداخته شود. در این جستار با تبیین مفهوم سلیقه یا همان احساس زبانی، آن سان که زبانشناسان متقدم اسلامی دریافتهاند، میان دو رویکرد متفاوت به دستور زبان، یعنی نحو تجویزی و توصیفی تمییز نهاده خواهد شد. آن گاه، با تحلیل نحوی و معنایی چند آیۀ شریفه، ناکارآمدی قواعد تجویزی را در نحوۀ تعامل با موسیقی و معنی قرآنی بازخواهیم نمود؛ همچنان که با تأکید بر کارآیی نحو توصیفی، برخی راهکارها را نیز برای تحلیل بهینۀ دستور زبان قرآن کریم و هم، زبان عربی نوین یاد خواهیم کرد.