درآمدی بر فلسفۀ حدیث

نویسندگان

1 أستاذ مشارك بقسم علوم القرآن والحديث بجامعة ميبد

doi
چکیده

دوران معاصر، عصر رواج نظامهای علمی مختلفی با محوریت فلسفۀ کاربردی[1] است، همان که در فرهنگ ایرانی معمولا با تعبیر فلسفۀ مضاف یاد می‌شود. در یک دسته‌بندی کلان، فلسفه‌های مضاف بر دو سنخند؛ گاه در آنها ترکیب اضافی میان فلسفه با دانش برقرار، و گاه نیز میان فلسفه و واقعیت خارجی پیوندی حاصل شده است. هدف از بحث در بارۀ فلسفۀ هر دانش یا واقعیتی، کوشش برای دگرگونی و تکاملبخشی، تعمیق و در نهایت بازآرایی مباحث دانش یا موضوع مورد نظر است. در مطالعۀ حاضر کوشش می‌شود مبانی نظری برای تأسیس یک نظام فلسفی نوین دنبال شود، نظام فلسفۀ حدیث همچون یک فلسفه در ترکیب اضافی با واقعیت. بدین منظور، نخست به بحث از چیستی فلسفۀ حدیث خواهیم پرداخت و بر اهمیت عنصر گزینشگری در شکل‌گیری روایتها تأکید خواهیم کرد. آن گاه پدیدۀ حدیث را در دو مرحلۀ شکل‌گیری خود یعنی تحقق ذهنی و تحقق زبانی بازخواهیم کاوید. در بحث از تحقق ذهنی حدیث، نقش عوامل روانشناختی، جامعهشناختی، و فهم راوی در آن، و در بحث از تحقق زبانی حدیث هم نقش لهجه‌های منطقه‌ای و طبقاتی، و ویژگیهای فیزیولوژیک زبان را در آن به بحث خواهیم گذاشت. [1]. Applied Philosophy