انواع استعاره از دیدگاه عبدالقاهر و بلاغت دانان برجستۀ بعد از او: زمخشری،خطیب قزوینی و تفتازانی
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر
doi
چکیده
استعاره به مثابه به کنش تخیلی که دو هستی را در ضمیر آگاه شاعر با هم یگانه میکند و آن دسته از صفات آنها را که به موقعیت شعری و به بافت صور خیالی مرتبط است در هم میآمیزد. از دیر زمان مورد توجه و مداقه ناقدان و بلاغتدانان اسلامی بوده است: اندیشمندانی که بسیاری از بنیان گذاران ان ایرانی بودهاند که زبان عرب را در آغاز به درس اموخته بودند از جمله ناقدان و بلاغت دانان برجسته اسلامی که با تلاش روشمند خود توانست به افقهای بی سابقهای در مطالعات ادبی و زبانی از جمله استعاره دست یابد که تا ان زمان سابقه نداشت عبدالقاهر جرجانی (د. 471 ق) است. در این مقاله سعی بر آن است که به یکی از ظریفترین و هنری ترین انواع استعاره که جنجال بر انگیزترین پژوهشهای بلاغی را به خود اختصاص داده یعنی استعاره مکنیه و تخییلیه از دیدگاه عبدالقاهر جرجانی و برجستهترین چهرههای بلاغت بعد از او (زمخشری، سکاکی، خطیب قزوینی و تفتازانی) پرداخته شود.