جستاری در نهج البلاغه از منظر نظریۀ زبانی کارگفت
نویسندگان
1 گروه زبانشناسی دانشکده زبانهای خارجی واحد تهران مرکزی عضو هیات علمی تمام وقت عضو شورای پژوهشی دانشکده زبانهای خارجی واحد تهران مرکزی مدیرگروه زبانشناسی، زبان آلمانی و زبان ارمنی رییس تحصیلات تکمیلی گروه زبانشناسی و گروه زبان آلمانی
doi
چکیده
مطالعۀ حاضر با هدف بررسی نظریه زبانی کارگفت در نهج البلاغه صورت گرفته است. میخواهیم بدانیم آیا میتوان از نظریۀ کارگفت برای فهم بهتر عبارات یک متن دینی کهن مثل نهج البلاغه بهره جست، یا نه. کوشش خواهیم کرد نشان دهیم که در نهج البلاغه چگونه از کارگفتها استفاده شده است. چنان که خواهیم دید، در برخی از خطبهها ارتباط دلالتی کنش بیانی و غیربیانی همواره قابل انتظار نیست و تنها با استناد به بافت موقعیتی ایراد خطبه میتوان به فهم سطح غیر بیانی که دربردارندۀ دلالت واقعی کلام است، نزدیک شد. از این رو، باید گفت که تحلیلهای کارگفتی میتوانند در بیان گونههای خوانش متن در خطبهها راهگشا باشند و افقهای تازهای در تفسیر متن بگشایند. یافتهها همچنین حاکی از آن است که در نهج البلاغه از طریق کاربرد کارگفتهای اظهاری، ترغیبی و عاطفی سعی در بیان آموزههای دینی به مخاطب شده است. آن گاه که لازم بوده است باورهای دینی بیشتر به مخاطبان معرفی شود، کارگفتهای اظهاری تجلی و عینیت بیشتری یافته، و آنجا که نیاز به دعوت مؤمنان به انجام امور دینی حس شده، از کارگفتهای ترغیبی، و در شرایط عرفانی و معنوی نیز، از کارگفتهای عاطفی بهره جسته شده است.