تأثیر بازارگرایی بر شهرت برند با توجه به نقش میانجی متغیر سرمایه فکری در شرکت‌های ورزشی شمالغرب کشور

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد مدیریت ورزشی، گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، واحد اهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اهر، ایران

2 استادیار، گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، واحد اهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اهر، ایران

doi
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر بازارگرایی بر شهرت برند با توجه به نقش میانجی سرمایه فکری در شرکت‌های ورزشی شمالغرب کشور می‌باشد. روش‌شناسی: جامعه آماری تحقیق، کلیه مدیران، کارکنان و مسئولین شرکت‌های تولیدی کالای ورزشی در شمالغرب کشور به تعداد 642 نفر می‌باشد که با توجه به جدول کرجسی- مورگان تعداد 211 نفر به‌عنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب شد و با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی نسبت به جمع‌آوری داده‌ها اقدام شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد؛ بازارگرایی نرور و اسلاتر (1990)، شهرت برند پرهیزکار و همکاران (1391) و سرمایه فکری بونتیس (1998) استفاده شد. از آزمون مدل معادلات ساختاری (SEM) مبتنی بر حداقل روش مربعات جزئی در نرم افزار Smrt PLS برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته‌ها: نتایج تحلیل مسیر نشان داد که بازارگرایی بر شهرت برند و سرمایه فکری تأثیر مستقیم و معناداری دارد. نقش میانجی‌گری مثبت سرمایه فکری بر رابطه بین بازارگرایی و شهرت برند مورد تایید قرار گرفت. بررسی برازش مدل نشان داد که مدل ارائه شده پژوهش از برازش قوی برخوردار می باشد (659/0=GOF). نتیجه‌گیری: در نتیجه گیری کلی می توان گفت که شرکت‌های ورزشی با داشتن روحیه بازارگرایی قوی و به‌کارگیری سرمایه فکری می‌توانند در رفتار شرکت تغییر ایجاد کنند و در تولید کالاهای ورزشی، با در نظر گرفتن نیازها و خواسته های مشتریان، جایگاه ویژه ای برای برند خود ایجاد نمایند.