شناسایی راهبردهای موثر بر هویت برند ورزش کاراته
نویسندگان
1 استادیار گروه تربیت بدنی، واحد بیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی، بیرجند، ایران
2 گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی،مشهد، ایران
3 استاد مدیریت ورزشی، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران
4 گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران.
doi
چکیده
هویت برند در ورزش نهتنها نقش کلیدی در جذب مخاطبان، سرمایهگذاران و هواداران ایفا میکند، بلکه موجب تمایز رشتههای ورزشی در فضای رقابتی نیز میشود. کاراته، به عنوان یکی از ورزشهای ریشهدار و پرافتخار ایران، علیرغم موفقیتهای قهرمانان آن در عرصههای بینالمللی، فاقد هویتی مشخص و یکپارچه در سطح برندینگ ورزشی است. نبود راهبردهای مشخص برای شکلدهی به هویت برند این ورزش، موجب کاهش انسجام در پیامرسانی، کاهش جذابیت برای مخاطبان جوان، و عدم بهرهبرداری مناسب از ظرفیتهای رسانهای شده است. در چنین شرایطی، شناسایی راهبردهای مؤثر بر هویت برند کاراته، ضرورتی اجتنابناپذیر برای ارتقاء جایگاه این ورزش در سطح ملی و بینالمللی بهشمار میآید. هدف اصلی این پژوهش، «شناسایی راهبردهای مؤثر بر هویت برند ورزش کاراته» در ایران است. این تحقیق از نوع کاربردی و با رویکرد اکتشافی-پیمایشی انجام شده است. همچنین به دلیل بهرهگیری همزمان از روشهای آماری کیفی و کمی، در زمره تحقیقات آمیخته قرار میگیرد. گردآوری دادهها با استفاده از پرسشنامهای محققساخته انجام شد که برای مدلسازی عوامل تأثیرگذار بر هویت برند کاراته در ایران طراحی گردید. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری دادهها، از نوع تحقیقات آمیخته (کیفی–کمی) با رویکرد اکتشافی–پیمایشی است. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل ۱۵ نفر از خبرگان آگاه در حوزه برند و ورزش کاراته بودند؛ این افراد شامل استادان دانشگاه، مدیران فدراسیون کاراته، مربیان تیمهای ملی، داوران رسمی و پژوهشگران دارای سابقه تألیف در حوزه برندسازی ورزشی بودند. روش نمونهگیری در این بخش بهصورت گلولهبرفی انجام شد و معیار اشباع نظری در پایان نمونهگیری رعایت گردید. مصاحبهها بهصورت نیمهساختاریافته در پاییز و زمستان ۱۴۰۲ بهصورت حضوری، تلفنی و آنلاین انجام شد. در بخش کمی، جامعه آماری پژوهش شامل کلیه فعالان ورزش کاراته کشور بود که شامل مدیران باشگاهها، مربیان، داوران، ورزشکاران باسابقه و کارشناسان خبره بودند. برای تعیین حجم نمونه، از روش نمونهگیری در دسترس (غیرتصادفی) استفاده شد و تعداد ۱۸۵ پرسشنامه معتبر جمعآوری گردید. ابزار گردآوری دادهها در بخش کمی، پرسشنامه ماتریسی ISM بود که براساس یافتههای بخش کیفی طراحی شد. برای تعیین روایی صوری و محتوایی پرسشنامه، نظر ۸ نفر از استادان دانشگاه و متخصصان مدیریت ورزشی اخذ و اعمال شد. همچنین برای سنجش پایایی پرسشنامه، ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید که مقدار آن 0.88 به دست آمد که نشاندهنده پایایی مناسب ابزار است. دادههای کیفی با روش تحلیل مضمون و کدگذاری باز و محوری بررسی شدند. در بخش کمی نیز از نرمافزارهای SPSS و Smart PLS برای تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تأییدی، و مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) استفاده گردید. در ساختار مدل ارائهشده، سطح اول (بالاترین سطح با کمترین میزان نفوذ) شامل مؤلفههای نمادین و هویتی است. در سطح دوم، مؤلفههای هنجاری، برندسازی داخلی و عوامل فنی قرار دارند که بهصورت متقابل بر یکدیگر تأثیر میگذارند. سطح سوم شامل سه بعد تصویرسازی، ارتباطات ملی و بینالمللی، و فعالیتهای رسانهای است. در نهایت، سطح چهارم و تأثیرگذارترین سطح از منظر نفوذ، دو مؤلفه منابع انسانی و عملکردی را در بر میگیرد. در مجموع، این مدل نشان میدهد که برای تقویت هویت برند ورزش کاراته، رویکردی چندبعدی و هماهنگ ضروری است؛ بهگونهای که هم ابعاد بنیادی و راهبردی و هم عناصر اجرایی و عملیاتی در راستای یکدیگر توسعه یابند تا زمینهساز برندی ماندگار و موفق فراهم گردد