مبانی وضع مالیات در پرتو فقه تطبیقی مذاهب اسلامی
نویسندگان
1 استاد گروه حقوق عمومی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد فقه و حقوق اسلامی، دانشکدۀ فقه و حقوق، دانشگاه مذاهب اسلامی، تهران، ایران
3 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد حقوق دادرسی اداری، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری، تهران، ایران
doi
10.22059/jplsq.2020.284885.2072چکیده
در نظام مالی اسلام، مهمترین منابع مالی دولت زکات، خمس، جزیه، خراج و انفال محسوب میشود. در عصر حاضر با توجه به سنگینتر شدن وظایف حکومتها، دولتها مجبورند مالیاتهای غیرثابت و متغیری نیز از مردم بگیرند. سؤال این است که اصولاً آیا گرفتن چنین مالیاتهایی از مردم توسط دولت جایز است یا خیر؟ پژوهش حاضر با تکیه بر توصیف و تحلیل گزارههای فقه مذاهب اسلامی و روش کتابخانهای در پی پاسخگویی به پرسش مذکور برآمده و به این نتیجه رسیده است که وضع مالیات جدید و متغیر بر مردم توسط دولت بهعنوان حکم ثانویه و به دلایل مهمی از جمله مصلحت و ضرورت جامعه جایز بوده و برخی آیات قرآن، روایات نبوی و عمل امامان معصوم نیز مؤید آن است و بیشتر فقهای مذاهب اسلامی به جواز آن فتوا دادهاند.