رئالیسم در اشعار لاهوتى
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامى واحد همدان
2
doi
چکیده
مکتب رئالیسم یکى از بنیادى ترین مکاتب هنرى است که در اواسط قرن نوزدهم در فرانسه ظهور کرد و به سرعت گسترش یافت. پرهیز از تخیل و الهام هاى درونى رمانتیک ها و پرداختن به واقعیت هاى عالم بیرون از اساسى ترین اصول این مکتب بود که شاعران، نویسندگان و هنرمندان را به سوى خویش کشاند. در ایران نیز همگام با حرکت هاى مشروطه خواهان، شاعران و نویسندگان به مسائل اجتماعى و انحطاط و عقب ماندگى کشور، توجه نشان دادند. عصر مشروطه را باید نقطه عطفى در ورود شعر به حوزه زندگى مردم و مسائل جامعه و متمایل شدن آن به واقع گرایى دانست. از میان شاعران این دوره، ابوالقاسم لاهوتى با گرایش شدید به جریان چپ از منظرى سوسیالیستى به اوضاع کشور توجه نشان داد. در این مقاله نگارندگان بر آن اند براى نخستین بار به این پرسش پاسخ دهند که عناصر رئالیستى تا چه حد در اشعار لاهوتى بازتاب یافته است؟ و آیا مى توان او را پیرو سبک رئالیسم دانست؟ نویسندگان این پژوهش با استفاده از منابع معتبرِ رئالیسم، ضمن معرفى این مکتب، اصول آن را معرفى مى کنند و اشعار لاهوتى را بر مبناى اصول رئالیسم مورد نقد و بررسى قرار مى دهند. این مقاله پیروى لاهوتى از شیوه رئالیسم سوسیالیستى را اثبات مى کند.