بررسی رابطه بین یگانگی فرد- سازمان با فرهنگ سازمانی در دانشگاههای دولتی غرب کشور (همدان، کرمانشاه و کردستان)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه اصفهان

2 استادیار دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه اصفهان

3 دانشیار دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه اصفهان

4 استاد دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه اصفهان

doi
چکیده

هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی با یگانگی فرد- سازمان در دانشگاههای دولتی غرب کشور بوده است. از این رو، کوشش شده است تا ویژگیهای فرهنگ‌ سازمانی (مشارکتی، سازگاری، رسالتی و ثبات) حاکم بر دانشگاهها آشکار و همچنین، میزان همبستگی بین دو متغیر اصلی پژوهش بیان و مؤلفه‌های پیش‌بینی کننده معرفی شوند. در پایان، تفاوت فرهنگ سازمانی دانشگاههای علوم پزشکی و غیر پزشکی مشخص شده است. روش پژوهش در این مقاله از نوع تحقیق توصیفی- همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیئت علمی رسمی قطعی و رسمی آزمایشی شش دانشگاه پزشکی و غیر پزشکی دولتی غرب کشور در سال تحصیلی 86-85 بوده است. حجم نمونه آماری 369 آزمودنی بود که به شکل تصادفی طبقه‌ای نسبتی تعیین و انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌های پژوهش از دو پرسشنامه استاندارد برگرفته از مدل فرهنگ سازمانی دنیسن و یگانگی فرد- سازمان اوریلی استفاده شد که پس از ترجمه به زبان فارسی و انطباق با فرهنگ جامعه، هنجاریابی شد. برای روایی هر دو پرسشنامه از نظر متخصصان مدیریت و علوم رفتاری بهره گرفته شد و برای سنجش میزان پایایی نیز از روش آلفای کرانباخ در یک مطالعه مقدماتی روی یک نمونه 30 نفری، پرسشنامه فرهنگ سازمانی 96/0 و یگانگی فرد- سازمان 9635/0 استفاده شده است. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که چهار نوع ویژگی فرهنگ سازمانی متفاوت بر دانشگاههای غرب کشور حاکم است که میانگین فرهنگ مشارکتی 36/44، فرهنگ سازگاری 48/43، فرهنگ رسالتی 78/43 و فرهنگ ثبات 99/41 است. این نتایج بیانگر آن است که فرهنگهای مشارکتی، سازگاری، رسالتی و ثبات در مقایسه با میانگین مورد انتظار (45) پایین تر از حد متوسط مدل دنیسن و کمتر از 50 درصد است. تحلیل رگرسیون مانوا نشان داد که میانگین نمرات کل فرهنگ سازمانی با میانگین نمرات کل یگانگی فرد سازمان رابطه مستقیم و معنی‌داری دارد (0001/0 P < ). میزان اشتراک (ضریب تعیین) فرهنگ سازمانی با مؤلفه یگانگی فرد 44/0 و با مؤلفه یگانگی سازمان 48/0 بوده است. نتایج نشان داد که فرهنگ رسالتی بهترین پیش بینی کننده یگانگی فرد- سازمان بوده است و به تنهایی 46 درصد تغییرات یگانگی فرد- سازمان را توضیح می‌دهد و بعد از آن فرهنگ سازگاری با 3 درصد و فرهنگ ثبات با 1 درصد قرار دارند و این سه مؤلفه در ترکیب با یکدیگر می‌توانند 50 درصد تغییرات مربوط به یگانگی فرد- سازمان را توضیح دهند. در نهایت، فرهنگ سازمانی حاکم بر دانشگاههای علوم پزشکی و غیر پزشکی یکسان بوده است.