تفسیر معناییِ توسعه نیافتگی استان کرمانشاه با تأکید بردیدگاه صاحبانِ شرکت‌ها وکارگاه‌های شهرک‌های صنعتی این استان

نویسندگان

1 استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران ؛ پست الکترونیکی: mousaei1967@yahoo.com

2 دانشجوی دکتری جامعه شناسی دانشگاه تهران. نویسنده مسؤل؛ پست الکترونیکی: dyako.1980@gmail.com

3 دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز ؛ پست الکترونیکی: pezhhan_ali@yahoo.com

doi
10.22059/ijsp.2018.65056
چکیده

در این مقاله تفسیر معنایی توسعه‌نیافتگی استان کرمانشاه به عنوان رویکردی تفسیری که ریشه تجربه‌ی زیسته‌ی صاحبان حرف و شرکت‌ها دارد مورد بررسی قرار گرفته است. این تحقیق بر این اساس که تفسیر معنایی و روایت‌های فردی، تجربه‌ی شخصی افراد، صاحبان مشاغل و دست اندرکاران صنعت این استان بسی فراتر از داده‌ها و ارقامی که در ترازهای مالی بیان شده است، می‌تواند بازنماینده‌ی شرایط اقتصادی و توسعه‌ی این استان باشد، رویکردی کیفی مبتنی بر نظریه‌ی بسترمدار یا گراندد تئوری را مورد توجه قرار داده است. در تحقیق حاضر جامعه‌ی آماری همان صاحبان حِرَف و مشاغل صنعتی شهرک‌های صنعتی استان است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که افراد مورد مصاحبه عوامل بسیاری را همانند روحیه‌ی غیرصنعتی، مداخله‌های نهادی و دولتی، فقدان خوشه‌بندی صنعتی، سیاست‌های کتاب بسته، عدم تنفیذ تصمیمات، عدم روش دانش‌بنیان، نبود روحیه‌ی تکنوکراتیک و فقدان بازی آزاد به عنوان عوامل توسعه‌نیافتگی صنایع این استان لحاظ کرده‌اند و در نتیجه در این تحقیق 8 مقوله‌ی هسته‌ایی بعنوان عامل توسعه‌نیافتگی از تفاسیر معنایی این افراد استخراج شده و این افراد همین عوامل را ناشی سوء مدیریت مالی و فقدان رویکرد راهبردی/ مدیریتی مناسب به حساب آورده‌اند.