ارائۀ الگویی برای توسعۀ روش‌شناختی مطالعات سواد اطلاعاتی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه آموزشی علم اطلاعات و دانش‌شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 کارشناس ارشد علم اطلاعات و دانش‌شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

3 نویسنده مسئول، استادیار، گروه آموزشی علم اطلاعات و دانش‌شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
10.22059/jlib.2025.382879.1755
چکیده

هدف:پژوهش حاضر بر آن است که چارچوب‎های روش‎شناختی به کار رفته مقالات حوزه سواد اطلاعاتی را مورد مطالعه قرار دهد و بر اساس همین چارچوب‎ها، الگوی جدیدی را برای مطالعات سواد اطلاعاتی به منظور توسعۀ روش‌شناختی پیشنهاد نماید.روش: در پژوهش حاضر از چارچوب آمیخته برای دستیابی به نتایج استفاده شده است. جامعه پژوهش، همۀ مقالات فارسی و انگلیسی حوزه سواد اطلاعاتی طی سال‎های 1992 تا 2023 شامل 682 مقاله بود که با روش نمونه‌گیری نظری، مقالاتی که دارای اصالت روش‌شناختی بودند انتخاب و باقی مقالات کنار گذاشته شد و در آخر 193 مقاله به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. ابتدا به روش مقوله‎بندی، پژوهش‎های حوزه سواد اطلاعاتی در سه رویکرد کمی، کیفی و آمیخته تقسیم‌بندی شد. در ادامه به روش تحلیل مضامین، چارجوب روش‌شناختی مقالات منتخب مشخص گردید و مضامین و ایده‌های روش‎شناختی متمایز آن‎ها استخراج شد و با بهره‌گیری از اندیشه‌های روی باسکار و روش طبقه‎بندی مفاهیم، الگویی برای توسعۀ روش‌شناختی مطالعات این حوزه ارائه گردید.یافته‌ها: چارچوب‌های روش‌شناختی در سه دستۀ شناخت تجربی، شناخت رویه‌ای و شناخت استفهامی جای گرفتند. شناخت تجربی، سطح ارائه روش‌شناسی‌های نازل، و عموماً شامل روش‌هایی است که با آنها می‌توان به درکی کلی از مسئله رسید و روش‎های پیمایشی، تجربی، دلفی و امثال آن در این سطح‎اند. شناخت رویه‌ای، سطح میانی پژوهش‎های سواد اطلاعاتی است و بیشتر به دنبال بررسی رویه‌هاست. این سطح بالاتر از شناخت تجربی است و درکی از مراحل دستیابی به سواد به‎دست می‎دهد. شناخت استفهامی، سطح عالی پژوهش‎های سواد اطلاعاتی است که در آن تضادها، درگیری‎ها، زدوخوردها، و دیالکتیک کنشگران برای کسب اطلاعات، و ساختارهای محدودکننده بررسی می‎شود.نتیجه‎گیری: پژوهش در حوزۀ سواد اطلاعاتی، با توجه به روش‎های به‎کاررفته تاکنون، و با توجه به الگوی باسکار، بهتر است با مطالعۀ تجربی آغاز شود، با مطالعات رویه‎ای دنبال گردد و به مطالعۀ استفهامی خاتمه یابد. تک‎بعدی بودن پژوهش‎های این حوزه و طی نشدن این روال، موجب گسستگی نتایج و غنا نیافتن داده‎ها در طول فرایند می‎شود و اثربخشی نتایج را کاهش می‎دهد.