سیر تاریخی بازتاب پیش فرض های کلامی بر تفسیر قرآن؛ مطالعه موردی دیدگاه مفسران شاخص دربارۀ مفهوم حیات خدا
نویسندگان
1
2
doi
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی سیر تاریخی بازتاب پیشفرضهای کلامی مفسران فریقین بر مفهوم «حیات الهی» در قرآن کریم انجام شده است. این مطالعۀ کیفی با رویکرد تحلیل محتوای تطبیقی و بر پآیۀ مطالعات کتابخانهای، به استخراج و دستهبندی آرای مفسران شاخص در بستر تاریخی و بر اساس مبانی کلامی هر مکتب پرداخته است. یافتهها نشان میدهد که پیشفرضهای کلامی در طول تاریخ تأثیر مستقیمی بر تبیین مفسران از حیات الهی داشته است. مفسران سلفی بر اثبات بلاکیف و ظاهر نص تأکید داشتند؛ اشاعره حیات را لازمه صفاتی چون علم و قدرت و زائد بر ذات میدانستند؛ معتزله صفات را عین ذات پنداشتند و بر تنزیه حداکثری اصرار ورزیدند. مفسران شیعه امامیه، حیات را حقیقتی وجودی و ذاتی و منشأ کمالات الهی دانستند؛ حکمت متعالیه آن را عین وجود و علم مطلق تبیین کرد؛ و رویکردهای عرفانی، حیات الهی را حقیقت ساری و جاری در هستی دانستند. نوگرایان معاصر نیز بر ابعاد کاربردی و تربیتی آن تأکید کردند. نتایج نشان میدهد که علیرغم تحولات تاریخی و تنوع رویکردهای تفسیری، نوعی همگرایی معنایی در تبیین حیات الهی به مثابه صفتی ذاتی، ازلی، فناناپذیر، قائمبهذات و منشأ تدبیر و قدرت مطلق وجود دارد. این پژوهش، ظرفیت بالای آموزۀ حیات الهی را برای گفتوگو میان مکاتب کلامی و دستیابی به قرائتی جامع از توحید وجودی، در گذر زمان، آشکار میسازد.