تحلیل تاریخی فراز و فرود دانش اعجاز قرآن کریم؛ مطالعه موردی قرن سیزدهم هجری
نویسندگان
1 دانش¬آموخته دكتري علوم قرآن و حدیث، دانشگاه ميبد، میبد، ایران (نویسنده مسئول)
2 استادیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکده الهیات، دانشگاه میبد، میبد، ایران
3 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات، دانشگاه میبد، میبد، ایران.
4 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات، دانشگاه میبد، میبد، ایران.
doi
qhs.2024.1001235چکیده
با آنکه سخن از اصطلاح اعجازقرآن كريم از اواخر قرن سوم هجری رایج شده اما طی قرنها تحولاتی را شاهد بوده است به گونه ای که پس از افول همه جانبه در قرن دوازدهم، از نیمه دوم قرن سیزدهم هجری به تدریج مسیر رشد را می پیماید که در آن عوامل مختلف فردی واجتماعی در بستر تاريخ تاثيرگذار بوده است. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و كمك گرفتن از منابع كتابخانه اي و با استفاده از رویکرد تحليل تاريخي، مولفههای مهم موثر در روند دانش اعجاز قرآن کریم بررسي شده است. نتایج حاصل از این پژوهش حاکی ازآن است که نهاد دین در خروج از رکود به وجود آمده در مباحث اعجاز قرآن کریم، نقش آفرین بوده است بهگونهای که نهضت احیاگری دینی شکل گرفته و منجر به حقارت زدایی قابل تامل در جامعه مسلمان در مقابل علم پرستی حاکم بر نهاد سیاست جهانی شده است. اما میتوان گفت نقشی که توسط نهاد جهانی سیاست علم زده به جغرافیای جهان اسلام تحمیل شده در این دگرگونی تاثیرب یشتری داشته بهگونهای که دانش اعجاز قرآن کریم به سمت جريان تعريف شده توسط اين نهاد، متمایل شده و نهاد سیاست علم زده، نهاد دين را به انفعال در برابر خود واداشته است، گرچه این انفعال، عملا به قرن بعد رفته اما سرآغازی برای تحولات دیگر شده است.