تحلیلی بر رابطهی استاد و شاگردی شیخ صدوق و شیخ مفید
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه مازندران، ایران (نویسنده مسئول).
2 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشگاه مازندران، ایران.
doi
qhs.2025.1130114چکیده
اختلافات و مكتب فكری قم و بغداد، از مسایل مهم و بحث¬برانگیز از قرن چهارم هجری تاكنون است. شیخ صدوق و شیخ مفید به عنوان دو چهره¬ی اصلی این دو مكتب، در فعالیت¬های علمی متقابل، نقش-آفرینی ¬می¬کردند. اختلاف¬نظرهای فراوانی میان این دو عالم امامی از طرف صاحب¬نظران و محققان، گزارش شده است. سطح اختلاف¬های گزارش¬شده، گاه جزیی و گاه مهم و کلی است. مطالعه¬ی متون برجای¬مانده از این دو دانشمند شیعی، پرسش¬های فراوانی را در ذهن پژوهشگر ایجاد می¬كند. از آن جمله این¬كه با توجه به شاگردی شیخ مفید برای شیخ صدوق، چرا چنین اختلاف و تقابل قابل توجّهی، بین آن¬دو وجود دارد؟ نکتۀ دیگر ادبیات حاكم بر بحث¬ها است که مملو از درشتی در خطاب¬ها و تعبیرها است تا حدّی که گاه به اتهام¬های علمی نیز می¬انجامد. به راستی اگر شیخ مفید –به معنای واقعی- شاگرد شیخ صدوق و متون برجای¬مانده، نوشتۀ او است، چرا چنین ادبیات اختلافی و تعارضی بین ایشان وجود دارد؟ پژوهش حاضر، با شیوه¬ی توصیفی – تحلیلی، به بازخوانی معنای شاگردی شیخ مفید نزد شیخ صدوق از رهگذر تحلیل متون روایت شده از شیخ صدوق توسط شیخ مفید می¬پردازد. در نتیجۀ تحلیل¬های مقالۀ پیشِ¬رو، چنین دریافت می¬گردد که مبحث شاگردی شیخ مفید برای شیخ صدوق محل تردید است و می-توان وی را یکی از چندین محدّثی به شمار آورد كه از شیخ صدوق، اجازه¬ روایت دریافت كرده بودند.