تحلیل قوم نگارانه عوامل بازدارنده در مشارکت ورزشی بانوان
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی تهران جنوب
2 گروه مدیریت ورزشی، واحد تهران جنوب ،دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران، ایران
3 استادیار گروه مدیریت ورزشی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، تهران، ایران
4 دانشیار گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
چکیده
هدف: هدف از این پژوهش تحلیل قوم نگارانه عوامل بازدارنده در مشارکت ورزشی بانوان با استفاده از نظریه داده بنیاد (رویکرد گلیزر) است. روششناسی: روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع اکتشافی است. جامعه آماري شامل اساتید دانشگاه و صاحب نظران بودند. رشته تحصیلی و داشتن تالیفات علمی مرتبط با موضوع، دارا بودن سمتهای مدیریتی و تجارب اجرایی در حوزه جامعه شناسی ورزشی و ورزش بانوان از جمله شاخص¬های انتخاب لیست اولیه صاحب¬نظران بود. روش نمونه¬گیری به صورت نمونهگيري غير احتمالي، با انتخاب هدفمند و با حداکثر تنوع یا ناهمگونی استفاده شد. اندازه نمونه در این پژوهش بر مبنای شاخص اشباع نظری برابر با 16 نفر بود. ابزار اندازه¬گیری مصاحبه باز بود و بر مبنای سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزنینشی که کمک نرم¬افزار Maxqda نسخه 12 تحلیل شد. یافتهها: بر مبنای تحلیل داده¬ها 82 مفهوم اولیه، 7 مقوله اصلی شناسایی شد. سپس 7 قضیه نظری براساس مدل پارادایمی نظریه داده بنیاد(رویکرد گلیزر) برای عوامل بازدارنده مشارکت ورزشی بانوان با رویکرد تحلیل جامعه شناختی مطرح شد. شاخص های شناسایی شده شامل عوامل بازدارنده فرهنگی، عوامل بازدارنده اجتماعی، عوامل بازدارنده اقتصادی و مالی، عوامل بازدارنده نیروی انسانی، نگرش خانوادها، امکانات و تجهیزات و تبلیغات و رسانه بود. نتیجهگیری: در نهایت می¬توان بیان کرد که عوامل شناسایی شده می¬تواند به عنوان بستری مناسب در جهت رفع عوامل بازدارندهبرای مشترکت ورزشی بانوان باشد.