سناریوپردازی برند پوشاک ورزشی ایرانی در چشمانداز 1414: یکپارچگی و گسست زنجیره ارزش آفرینی
نویسندگان
1 گروه تربیت بدنی ، واحد مبارکه، دانشگاه آزاد اسلامی، مبارکه، اصفهان، ایران.
2 گروه تربیت بدنی ، واحد مبارکه، دانشگاه آزاد اسلامی، مبارکه، اصفهان، ایران.
3 مرکز تحقیقات طب ورزشی، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران.
doi
چکیده
هدف این مطالعه، سناریوپردازی برند پوشاک ورزشی ایرانی در چشمانداز 1414 بود. این پژوهش از نظر رویکرد استقرایی، جهتگیری بنیادی، شیوه گردآوری دادهها (کیفی و کمی)، استراتژی آیندهپژوهی و پارادایم نظریه پیچیدگی بررسی شد. مشارکتکنندگان شامل صاحبنظران حوزه برندهای پوشاک ورزشی بودند. در بخش کیفی، با استفاده از نمونهگیری هدفمند و انجام 18 مصاحبه، اشباع نظری حاصل شد. در بخش کمی، 10 نفر از بین 18 مشارکتکننده به عنوان شورای راهبردی انتخاب شدند. برای گردآوری دادههای کیفی از مصاحبه نیمهساختاریافته و در بخش کمی از پرسشنامه ماتریسی استفاده شد. اعتبار نتایج با راهبردهای قابلیت باورپذیری، انتقالپذیری، تأییدپذیری و مطالعه حسابرسی فرآیند تأیید شد. در بخش کمی، روایی صوری و محتوایی توسط 8 استاد دانشگاه تأیید گردید و ضریب قابلیت اعتماد ابزار اندازهگیری به روش تنصیف برابر با 88/0 بود. دادههای کیفی با روش تحلیل مضمون براون و کلارک (2006) و دادههای کمی با تحلیل تأثیر متقابل و تحلیل موازنه تأثیر برگذر (سناریونویسی) تحلیل شدند. یافتهها نشان دادند که از 51 متغیر تأثیرگذار، چهار متغیر "توان رقابتپذیری بینالمللی"، "دسترسی به مواد اولیه"، "ظرفیت تولید" و "شبکه توزیع" بیشترین عدمقطعیتها را داشتند و دو سناریوی "یکپارچگی زنجیره ارزشآفرینی" و "گسست زنجیره ارزشآفرینی" را شکل میدهند. سناریوی غالب، "گسست زنجیره ارزشآفرینی" پیشبینی شد که میتواند موقعیت دشواری برای برندهای پوشاک ورزشی ایرانی ایجاد کند. بر این اساس، مدیران برندهای پوشاک ورزشی باید اقداماتی برای جلوگیری از تحقق این سناریو انجام دهند تا بقا و حیات آنها به چالش نیفتد.