تبیین پیوستگی انگیزش، رضایت شغلی و فرسودگی شغلی با میانجیگری استراتژیهای عملکرد در صنعت نساجی
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی
2 پژوهشگاه صنعت نفت
3 دانشگاه الزهرا
4
doi
10.22034/jtst.2025.542836.1513چکیده
هدف از این پژوهش ارائه مدلی برای بررسی اثر میانجیگری استراتژیهای عملکرد در ارتباط بین فرسودگی شغلی و انگیزش و رضایت شغلی در فرایندهای نساجی، بهویژه تولید الیاف مصنوعی است. این موضوع بهدلیل اهمیت افزایش انگیزش کارکنان در بخشهای تولید نساجی و کاهش استرس و تأثیر آن بر فرسودگی شغلی پرسنل، دارای اهمیت ویژهای است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روششناسی همبستگی است که با استفاده از روش پیمایشی دادههای مورد نیاز را بهصورت تصادفی ساده از ۴۲۵ نفر از پرسنل فرایند تولید ریسندگی مذاب در کارخانههای نساجی جمعآوری کرده است. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه استاندارد ماسلاخ و جکسون برای سنجش فرسودگی شغلی، پرسشنامه استاندارد مینهسوتا برای ارزیابی رضایت شغلی و پرسشنامه محققساخت در خصوص استراتژیهای عملکرد بر اساس تحقیقات پیشین است. برای توصیف دادهها، ابتدا روایی و پایایی پرسشنامهها با استفاده از نرمافزار PLS بررسی شد. سپس شاخصهای آمار توصیفی محاسبه و برای تحلیل ارتباط بین متغیرها، تحلیل عاملی اکتشافی با نرمافزار SPSS27 و تحلیل عاملی تاییدی با نرمافزار PLS انجام شد. نتایج تحلیلها نشان داد که ارتباط بالایی بین متغیرهای پنهان فرسودگی شغلی، انگیزش، رضایت شغلی و استراتژیهای عملکرد (بهعنوان عوامل مرتبه دوم تحلیل عاملی) و زیرعاملهای پنهان مربوط به آنها وجود دارد. همچنین اثرات بین هر سه عامل مذکور با توجه به میزان اهمیتدار بودن روش تحلیل خودگردان که همگی دارای مقدار اهمیتدار زیر ۰۵۰ بودند، مورد تایید قرار گرفت. بهطور خلاصه، نتایج نشان میدهند که استراتژیهای عملکرد در فرایندهای تولید نساجی، بهویژه در تولید الیاف مصنوعی، تأثیر قابلملاحظهای بر رضایت، انگیزش و فرسودگی شغلی پرسنل دارند. بنابراین، تغییر رویههای سنتی مدیریت به روشهای نوین استراتژی عملکرد ضروری به نظر میرسد.