موتیف و ارتباط آن با عناصر داستانی در داستانهای کوتاه
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد علوم و تحقیقات تهران، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.(نویسنده مسئول)
2 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد علوم و تحقیقات تهران، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
چکیده
موتیف یا "بنمایه" ابزاری است که نویسنده میتواند بهمنظور ایجاد وحدت انداموار در ساختار اثرش از آن بهره ببرد. کورش اسدی از نویسندگان معاصری است که به دلیل کسب جوایز ادبی داستانهای کوتاه مشهور شد. این مقاله به بررسی موتیفهای مکرر در سه مجموعه داستانی پوکهباز، باغ ملی و گنبد کبود میپردازد و به روش توصیفی تحلیلی سعی بر آن دارد تا مشخص کند که اسدی چگونه از موتیفهای اقلیمی استفاده کرده و کارکرد موتیف و ارتباط آن با دیگر عناصر داستانی در داستانهایش به چه صورت است. پس از تحلیل این نتیجه بهدست آمد که موتیف (بنمایه) بهعنوان عنصری تکرارشونده در داستانهای کورش اسدی به یکپارچگی هر داستان و تمامی داستانهای کوتاه او کمک کرده است. موتیفهای پرکاربردی چون کلاغ، خیابان، خاک، گورستان، آمبولانس، فصل پاییز، پوکه، پیرمرد، باران، رعد و... همگی متأثر از فضای جنگزده جنوب ایران در دهه شصت است که با دیگر عناصر داستانی چون شخصیتها، صحنه، فضا و رنگ و درونمایه ارتباط تنگاتنگی دارد.