بازشناسی مفهوم بازارِایرانی از دیدگاه متون کهن ادبیات‌فارسی

نویسندگان

1 استادیار، گروه معماری، دانشکده معماری، واحد نطنز، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران

doi
10.30486/pia.2023.1992332.1046
چکیده

نبودِ خوانش نظام‌مندآثار معماری در جامعۀ، باعث‌شده‌ تا شاهد نقدهایی‌که منجر‌به ارتقای کیفی طراحی شوند، نباشید. پژوهش حاضر با‌تکیه بر واژه بازار، متون قرون(3تا8)هجری، روابط و تأثیر آن‌ها در شکل‌گیری معنای کلی اثر معماری را، مورد تحلیل قرار می‌دهد. ساختار ادراک، شناخت و زبانی که با آن تکلم می‌شود، ارتباطی تنگاتنگ‌ با هم دارند، با نگاهی کلی به محاورات امروزی می‌توان متوجه‌شد، واژه‌های مورد استفاده مردم بسیار نادر و بعضا وارداتی هستند. این‌ها برخلاف واژه‌های موجود در زبان فارسی بیشتر به جنبه‌های کمی می‌پردازد و جنبه کیفی ندارد. بررسی مفهوم بازاردر متون علاوه بر آنکه به جنبه‌‌های کیفی فرهنگ کشور می‌پردازد، ما را با اندوخته‌ها، تجربیات و نوع نگاه گذشتگان آشنا می‌سازد؛ تا بتوان بر پایه آنها به خلق مفاهیم جدید، به بنیان‌های استوار دست یافت. شناخت مفهوم بازار در شعر فارسی، با روش پژوهش کیفی و مبتنی بر بررسی موردی با استفاده از رویکرد تلخیصی محتوا می باشد. شاعرانی که از تاثیر بیشتری در ساخت زبان فارسی برخوردار بوده‌اند، در فاصله زمانی مورد نظر پژوهش انتخاب شدند و با شناسایی واژه یا ترکیبات آن، مفهوم بازار ضمن حفظ معانی به‌کارگرفته‌شده، شناسایی و طبقه‌بندی‌شد. مطالعه متون نشانگر آن‌است‌که شناخت بازار و تاثیرات فرهنگی آن، همه‌جا و همه‌وقت وجود‌داشته‌ و رابطه معناداری میان مفاهیم و فضاهای متصور برای‌آن وجود‌دارد. بازار، واژه‌ای پرکاربرد در شعر قرون 3-8 هجری می‌باشد و با ظاهری مشابه در معانی مختلفی به‌کار‌رفته‌است. واژه بازار در بُعد اول جنبه‌های توصیفی و روایت صورت، ‌داشته‌است و در بُعد دیگر تمثیلی از صفات اخلاقی و مقدمه‌ای بر ادراک جنبه معنایی است