رابطه ی معماری با تخیّل هنری از منظر حکمت ایرانی

نویسندگان

1 استادیار، گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، واحد اصفهان(خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان،ایران

2 دانشجوی دکتری معماری، گروه معماری، مرکز تحقیقات افق‌های نوین در معماری و شهرسازی، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران.

doi
10.30486/pia.2023.1993630.1047
چکیده

حکمت ایرانی، همواره در آسمان فکری متفکران و اندیشمندان این سرزمین جای داشته و سرزمین ایران به گواهی تاریخ، بستر بسیاری از باشکوه‎ترین معماری‎ها و نیز فاخرترین پاسخ‎های معمارانه به مسائل اقلیمی، فرهنگی و محیطی است؛ اما اکنون در زمانه‎ای هستیم که معماری در این سرزمین دیگر به لحاظ دوراندیشی، استواری و نیز زیبایی، پیراستگی و مردم‎واری ، شباهتی به آنچه معماران این سرزمین قبلا بدان اهتمام داشته‎اند، ندارد. پژوهش این مقاله، کیفی و به روش تحلیلی- تفسیر تاریخی، با طرح ساختار مفهومی موضوعات تخصصی در حوزه تحقیقاتی مرتبط با آن، در قالب تفسیری منسجم برای احیاء فرهنگ‎های بومی و علوم ایرانی به‎طور بنیادین، تفکرات حکمی حکمای ایرانی را مورد بازخوانی قرارداده و با توجه به مفهوم خلّاقیّت، برای درک آن از نظر حکمای ایرانی درباره مفهوم تخیّل بهره‌گرفته تا به مفهوم خلّاقیّت هنری به عنوان نوعی از تخیّل ناب و ارتباط آن با معماری دست یابد. نتایج پژوهش نشان داد که با توجه به اینکه هنر با هر دو ساحت خیال منفصل و خیال متصل در پیوندی عمیق است و هنر حکمی بدون این دو بی‌معناست، رشد و قدرت ادراک خیالی، به هنرمند کمک می‎کند تا همواره صورت‎ها و حقیقت‎هایی را از عالم مثال دریافت کند و آن را به زبان هنر و حکمت بیان دارد. مسیر آفرینش اثر معماری که از سنخ صناعات لطیفه است، به عنوان هنر و یکی از ابعاد مهم وجودی انسان از این مسیر جدا نیست.